تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 56

مساهمون:

ص٥٦
ما شئت لا ما شاءت الاقدار * فاحكم فانت الواحد القهار
( آنچه تو خواهى نه آنچه تقدير خواهد * پس حكم كن تو يكتاى قهار هستى ) / 66 مثلا هيتلر ادعا مىكرد كه از سوى خدا مكلف است كه ملت آلمان را نجات بدهد . و نماد او صليب شكسته بود . مستكبرانى هم كه امروز در غرب هستند همين حال را دارند . قرآن با نيروهاى جاهله كه بشر را به اسم دين بندهء خود كرده‌اند چنين مواجهه مىكند ، كه تا زمانى كه از سوى خداوند دليلى بر صدق آنها نيامده باشد گمراه كنندگانى بيش نيستند . قرآن مردم را مستقيما در برابر مسئوليتهايشان قرار مىدهد و مدعيان دين واسطه بين بنده و خدا نيستند بدين طريق راه را بر واعظان سلاطين و دكان داران دين بربسته است تا از سادگى مردم بهره‌كشى نكنند و آنان را به نام دين بيم ندهند و در برابر دينارى چند كه از احكام مىگيرند ، كلمهء حق را تحريف ننمايند . [ 36 ] چرا مردم به جاى خدا به شريكان خدا و بتان توسل مىجويند ؟ يكى بدان سبب است كه گرفتار توجيهات شرعى شده‌اند و گاه به زعم اين كه آنان روزى دهندهء آنها هستند . قرآن مطلب را از ريشه بررسى و اصلاح مىنمايد . «
وَ إِذا أَذَقْنَا النَّاسَ رَحْمَةً فَرِحُوا بِها
- چون به مردم رحمتى بچشانيم شادمان مىشوند » . يعنى احساس سرمستى و غرور مىكنند . معلوم مىشود كه فرح حالت احساس اشباع و استغناء است . حالتى است مذموم كه خدا به زبان قوم قارون از آن نهى كرده است . آنجا كه به او گفتند : «
لا تَفْرَحْ إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْفَرِحِينَ
» شادمان مشو كه خدا شادخواران را دوست ندارد . ولى شادمانى حالتى ممدوح نيز هست و آن در صورتى است كه به خدا پيوسته باشد . هر كس به خدا مستغنى باشد با توكل به او احساس نيرو مىكند . خداوند به اين گونه شادمانى فرمان داده است : « بگو به فضل و رحمت او شادمان بشوند زيرا اين دو از هر چه مىاندوزند
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 56 | احمد آرام / السيد محمد تقي المدرسي