تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 55

مساهمون:

ص٥٥
بدترين توجيهات اين است كه تبهكار بخواهد به خود بقبولاند كه خداست كه او را به اين كارها وا مىدارد . فطرت دين در هر قلبى رسوخ دارد و آن بزرگترين ضامن اصلاح بشر است . به راستى اگر اين فطرت در سايه قرار گيرد ديگر چه عاملى ضامن اصلاح او خواهد بود . / 65 در باب كسانى كه مىخواهند اعمال ناپسند و جرايم خود را به گونه‌اى توجيه كنند ، قرآن چنين مىپرسد : «
أَمْ أَنْزَلْنا عَلَيْهِمْ سُلْطاناً
- آيا بر ايشان دليلى نازل كرديم . » دليلى كه بر دل سلطه يابد و جايى براى شك و ترديد باقى نگذارد . همانند آن عصا كه خدا بر موسى عطا كرد و معجزه زنده كردن مردگان كه عيسى را ارزانى داشت و قرآنى كه بر محمد نازل نمود . و بايد كه اين دليل واضح و صريح باشد چنان كه گويى به چيزى كه مىخواهند و مىخوانند تكلم كند . «
فَهُوَ يَتَكَلَّمُ بِما كانُوا بِهِ يُشْرِكُونَ
- تا از چيزى كه با خدا شريك مىسازند ، سخن گفته باشد . » ما غالبا از خود مىپرسيم كه خدا با اين مشركان چه خواهد كرد ؟ پس مىگوييم مسئلهء اينان مسئلهء فرهنگى است . چه بسا زندگى و سياست و اعمالشان بر امثال اين افكار بنا شده باشد . خداوند امثال اين افكار را از اساس از بين مىبرد تا در روز قيامت بر خدا احتجاج نكنند كه حقيقت براى آنها روشن نشده است . حقيقت بر ايشان روشن شده و ديگر آنان را حجتى در دست نيست . بسيارى از مشركان مىپندارند آنان از جانب خدا مكلف هستند كه از بتان خود متابعت كنند . يا مىپندارند كه بتان آنها را در نزد خدا شفاعت خواهند كرد و سبب تقرب و نزديكى آنها خواهند شد . ستمگران امروز هم گاه خود را نمايندهء خدا مىدانند . همچنين پادشاهان مسلمان كه به نام دين قيام مىكردند ، شعراء در مدايح خود آنها را خدايانى مىشمردند فروتر از اللَّه . مثلا يكى از آنها در وصف يكى از خلفاى عباسى گفته است :
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 55 | احمد آرام / السيد محمد تقي المدرسي