عبوديت و انابت دو شرط از شروط استفاده از آيات هستند .
يكى از مشكلات انسان اين است كه وقتى همراه با دانش پيش مىرود و حقايق برايش آشكار مىشود و معماهاى مهم حيات در برابر او خودنمايى مىكنند به پيشينههاى آنها نگاه نمىكند بلكه به خود آنها مىنگرد . مثلا وقتى عناصر تشكيل دهندهء اتم يعنى هسته و الكترون و پرتون را كشف مىكند و سپس در مىيابد كه تمام عناصر زندگى مادى - در عين داشتن تركيبهاى مختلف - بر همين نظام يعنى اتم استوار است ، از اين نكته به حقيقت توحيد و اين كه همان دستى كه كهكشان را آفريده اتم را خلق كرده است ، راه نمىبرد .
انديشهء ديگرى كه از اين آيه كريمه در مىيابيم اين است كه چون در آن تعمق مىكنيم مىبينيم كه قرآن ميان فهم زندگى و تزكيه نفس ربط مىدهد . گويى كه آنان كه به درگاه خدا توبه و انابه نمىكنند ، زندگى را آن چنان كه حقيقت آن است نمىفهمند .
[ 10 ] همان گونه كه اسماء الهى را در طبيعت تجلياتى است ، تجلياتى ديگر هم در تاريخ بشر دارند . شايد اين است سبب ارتباطى كه ميان سخن از طبيعت و بيان / 434 قصهء داود و سليمان ( ع ) وجود دارد .
ارتباط و پيوند ديگرى ميان دو موضوع هست : آيات پيشين كفار را هشدار مىداد در حالى كه اين آيه مؤمنان در خلال داستان داود بشارت مىدهد ، آن جا كه داود را فضيلتى عنايت مىكند .
«
وَ لَقَدْ آتَيْنا داوُدَ مِنَّا فَضْلًا
- داود را از سوى خود فضيلتى داديم . » اين فضيلت مظهر اسم حمد الهى است ، زيرا خدا پيامبر خود داود را به امورى اختصاص مىدهد كه ديگر بندگان خود را نداده است . اين امور از اركان و خصايص تمدنى است كه او ( ع ) بنا نهاده است .
خداى تعالى مىگويد :
«
يا جِبالُ أَوِّبِي مَعَهُ وَ الطَّيْرَ
- كه اى كوهها و اى پرندگان با او همآواز شويد . »