[ 7 ] ممكن نيست شعلهء هدايت را به كلى در قلب بشر خاموش كرد . بلكه فرضا هم كه ضعيف شود باز هم كورسويى از آن باقى خواهد ماند و هر چه شهوات متراكم شوند باز هم پرتو ضعيفى از عقل برجاست . خداوند بدين وسيله مىخواهد حجت را تمام كند .
با آن كه فرعون به قلهء عناد رسيده بود و دعوى خدايى مىكرد ولى هرگز نتوانست پرتو فطرت را به كلى در دل خود خاموش سازد . اين است كه در آخرين لحظه مىگويد « به پروردگار موسى و هارون ايمان آوردم » . بلى . انسان ممكن است با فطرت خود در فكرش و روشش مخالفت ورزد . از اين رو او را مىيابيم كه در آن انديشههاى پليد كه در ضمير اوست پا برجاست و از عوامل هدايت مىگريزد :
«
وَ إِذا تُتْلى عَلَيْهِ آياتُنا وَلَّى مُسْتَكْبِراً
- و چون آيات خدا بر آنها خوانده شود با خودپسندى روى برگردانند . » و در عناد به حدى رسيدهاند كه :
«
كَأَنْ لَمْ يَسْمَعْها
- چنان كه گويى آن را نشنيدهاند . » نمىگويد « آن را نشنيدهاند » مىگويد « گويى نشنيدهاند » يعنى اگر بخواهد باز هم مىتواند پنبهء غفلت را از گوش به در آورد و بشنود .
/ 131 «
كَأَنَّ فِي أُذُنَيْهِ وَقْراً
- يا همانند كسى است كه گوشهايش سنگين شده باشد . » اين سنگينى گوش به « وقر » تعبير شده و آن حجابى است ميان او و آيات خدا .
اين حالت گاه به سبب افكارى است كه از سابق در مغز انسان لانه كرده است و گاه به سبب عواملى آنى است چون استكبار .
بطور كلى معيارهاى غلطى كه انسان در ارزشيابى افكار و اشخاص و اشياء گرفتار آن مىشود ، چنين نتايج غلط را به بار مىآورد .
«
فَبَشِّرْهُ بِعَذابٍ أَلِيمٍ
- او را به عذابى دردآور بشارت ده . » خداى تعالى در يك جا مىگفت : « عذاب خوار كننده » زيرا جزاى