كسانى كه به جاى احسان و انفاق در راه خدا مال خود را صرف لهو و لعب مىكنند و در حالى كه اينان با اعمالى كه انجام مىدهند در راه هدايت گام مىزنند آنان از هدايت هر چه بيشتر فاصله مىگيرند . تا آن جا كه سخن حق را نمىشنوند و گويى گوشهايشان كر شده است . اينان را جزايى جز آتش نيست .
شرح آيات :
[ 1 ] «
الم
الف . لام . ميم . » چنان كه بيش از اين هم احتمال دادهايم حروفى كه در اول بعضى از سورهها آمده رموزى است كه جز خداى تعالى و راسخان در علم نمىدانند چيست .
[ 2 ] از تركيب اين حروف به ظاهر بسيط ، خداى تعالى قرآن و آيات خود را نازل كرده است در كتابى حكمت آميز .
«
تِلْكَ آياتُ الْكِتابِ الْحَكِيمِ
- اينها آيههاى كتاب حكمت آميز است . » [ 3 ] اين آيات نيكوكاران را هدايت و بصيرت عنايت كند .
«
هُدىً وَ رَحْمَةً لِلْمُحْسِنِينَ
- نيكوكاران را هدايت و رحمتى است . » احسان فقط رحمت براى جامعه نيست بلكه هدايت هم هست . احسان جامعه را به راههاى بهرهكشى از طبيعت و تسخير آن در خدمت انسان راه مىنمايد .
يكى از صفات جامعهء ايمانى جستجوى افراد جامعه است از وسائل انفاق و احسان ، زيرا اين كار ميسر نيست مگر به تسخير طبيعت و بهرهكشى از آن . براى رسيدن به اين اهداف بايد مردم عقلهاى خود را به كار اندازند يا مشكلات را حل كنند و موانع را از سر راه بردارند . در نتيجه دروازهها يك يك مىگشايد و راههاى تازه آشكار مىشود و همهء اينها راههاى جديد سيطرهء بر حيات و بهرهكشى از آن است و اين خود يكى از جنبههاى هدايت است آيا نياز ما در اختراع نيست ؟
/ 125 [ 4 ] ولى چگونه ممكن است صفت احسان را در جامعه ايجاد نمود ؟
1 - به وسيلهء نماز . زيرا نماز معراج روح است به سوى فضيلت ، زيرا نماز