پس معاويه از كاتبان وحى نبوده .
و نيز روشن است كه صِرف كتابت وحى شرف و امتياز نيست و حتى يكى از كاتبان وحى به نام عبداللَّه بن سعد بن أبي سرح اساساً مرتد شد ، و به نقل فخر رازى و زمخشرى آيه « وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا » « 1 » در مورد وى نازل شده است . « 2 »
اشكالى كه بر حديث مذكور گرفتهاند : اين است كه ابوسفيان هرگز فرمانده لشكر اسلام نبوده . مهمتر اين كه اين حديث هر چند در صحيح مسلم آمده امّا از نظر سند مردود است :
حافظ ابن حزم اندلسى و حافظ ابن الجوزى و حافظ ابن القيّم - كه از دوستداران بنى اميه و مخالفان سرسخت شيعه مىباشند - به همراه جمعى ديگر از عالمان سنّى معتقدند كه حديث مذكور دروغ است . « 3 »
بنابراين ، مسلم نيز شخصيت موجهى نزد عالمان متقدم ندارد ، و كتاب او نزد محققين علماى متأخر خالى از وضع و دروغ نيست .
3 . اعتبار ترمذى و كتاب وى
محمّد بن عيسى ترمذى متوفاى 297 .
آراء در مورد صحيح ترمذى متفاوت است . ابن اثير در كتاب جامع الاصول دربارهء كتاب ترمذى مىنويسد :
كتابه الصحيح أحسن الكتب وأكثرها فائدةً ؛ « 4 »
كتاب وى صحيح و بهترين و پرفايدهترين كتابهاست .
هامش
( 1 ) . سوره انعام : آيه 21 .
( 2 ) . ر . ك : تفسير كبير : 13 / 84 ، كشاف : 2 / 45 - 46 .
( 3 ) . ر . ك : المنهاج شرح صحيح مسلم : 16 / 63 ، جامع الاصول : 9 / 106 ، سير اعلام النبلاء : 7 / 137 .
( 4 ) . جامع الاصول : 1 / 193 .