يا نبي اللَّه ، ثلاث أعطنيهنّ ، قال : نعم ، قال : عندي أحسن العرب وأجمله ام حبيبة بنت أبي سفيان ازوّجكها ، قال : نعم ، قال : ومعاويه تجعله كاتباً بين يديك ، قال : نعم ، قال : وتؤمّرني حتّى اقاتل الكفار كما كنت اقاتل المسلمين ؛ « 1 »
اى پيامبر خدا سه چيز به من عطا كن [ پيامبر ] فرمود : بله [ ابو سفيان ] گفت :
دخترم « ام حبيبه » در ميان عرب بهترين و زيباترين [ زن ] است او را به همسرى بپذيريد [ پيامبر ] فرمود : بله [ ابو سفيان ] گفت : معاويه را از كاتبان و منشيان خود قرار دهيد و فرماندهى لشكرى را به من واگذار كنيد تا چنان كه بر ضد اسلام لشكركشى كردم در خدمت اسلام نيز لشكركشى كنم و [ پيامبر پذيرفت ] .
اين حديث به منظور القاء اين نكته جعل شده كه ابوسفيان نزد رسول اللَّه صلى اللَّه عليه وآله منزلتى داشته است . همچنين در فضيلت سازى براى معاويه نيز خواستهاند او را از كاتبان وحى معرفى كنند .
اما حتى اگر بپذيريم معاويه از كاتبان رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله بوده است ، وى از كاتبان نامهها بوده است نه كاتب قرآن .
توضيح اين كه كاتبان پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه وآله دو دسته بودهاند :
يك دسته از كاتبان ، وحى را مىنوشتند . اميرالمؤمنين عليه السلام در رأس اين كاتبان قرار داشتند .
دستهء ديگر قراردادهاى تجارى ، اسناد و نامههاى پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه وآله براى سلاطين را مىنوشتند . معاويه بر اساس برخى نقلها جزء اين دسته بوده است و اين قول را ابن ابى الحديد به محققين نسبت مىدهد . « 2 »
هامش
( 1 ) . ر . ك : صحيح مسلم : 7 / 171 حديث 6565 .
( 2 ) . شرح نهج البلاغه : 1 / 338 .