پس همانا از علماى معروف به روايت كه در زمان حسن بن على عسكرى بودند و در كتابهاى اهل علم و شيوخ صاحب كتابهاى شش گانه يعنى بخارى و . . .
روايت مشهورى از امام عسكرى عليه السلام نقل شده است .
ابن تيميه اين سخن را در مقام كاستن از شأن ائمه اهل بيت عليهم السلام گفته است ، در حالى كه عدم نقل حديث از آن بزرگواران موجب قدح مسلم و بيانگر عدم توفيق اوست . علاوه بر اين كه در صورت حمل به صحت مىتوان گفت ، حضرت امام هادى و امام حسن عسكرى عليهما السلام در پادگان نظامى و تحت نظر بودند و هيچ كس حتى شيعيان اهل بيت عليهم السلام نيز نمىتوانستند به آسانى با امامان خود ارتباط برقرار كنند . پس طبيعى است كه ديگران نيز ارتباطى با آن بزرگواران نداشتهاند تا حديثى از ايشان نقل كنند .
صرف نظر از اين توجيهات ، چنان كه پيشتر گفتيم مسلم نزد علماى عصر خويش اعتبارى نداشته است ، پس آن چه در دورههاى بعدى باعث بزرگنمايى از شخصيت وى شده است ، عدم اقبال او به اهل بيت پيامبر عليهم السلام است .
دربارهء احاديث و رجال كتاب مسلم بحثهاى فراوانى وجود دارد . از بين احاديث باطلى كه در صحيح مسلم وجود دارد به ذكر يك نمونه اكتفا مىكنيم .
به منظور فضيلت سازى براى ابوسفيان و معاويه حديثى جعل شده و مسلم اين حديث ساختگى را در صحيح خود آورده است . « 1 » براساس اين حديث پس از فتح مكه و اظهار اسلام از سوى ابوسفيان وى به مدينه آمد و به پيغمبر اكرم صلى اللَّه عليه وآله سه پيشنهاد ارائه كرد و هر سه پيشنهاد از ناحيه رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله پذيرفته شد . در صحيح مسلم به نقل از ابوسفيان مىنويسد كه گفت :
هامش
( 1 ) . براى اطلاع از ساختگى بودن اين حديث طبق نظر بزرگان علماى سنّى ، ر . ك : شرح منهاج الكرامة : 2 / 164 .