اين همان كتابى است كه ترمذى وجود آن را در هر خانهاى به منزلهء حضور پيغمبر ناطق مىداند ! و ابن اثير از صحت و حُسن و كثرت فايدهء آن سخن مىگويد !
البته روايات عجيبترى هم در كتاب ترمذى وجود دارد . اگر حديث فوق تسميه به نام ابوبكر را موجب استحقاق براى امامت در نماز معرفى مىكند . در حديث ديگرى عمر و ابوجهل عزت بخش اسلام معرفى شدهاند . ترمذى در مناقب عمر به نقل از رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله مىنويسد : « 1 »
اللهمّ أعزّ الإسلام بأحبّ هذين الرجلين إليك ، بأبي جهل أو بعمر بن الخطّاب ؛ « 2 »
خدايا ، به واسطه محبوبترين فرد نزد خود از ميان اين دو نفر ، يا به واسطه ابو جهل و يا به واسطه عمر بن الخطاب به اسلام عزت بخش .
اين حديث چنان عجيب و دور از واقع است كه عايشه مىگويد :
إنما قال : أللهمّ أعز عمر بالإسلام ، لأن الإسلام يَعز ولا يُعز ؛ « 3 »
پيغمبر اكرم صلى اللَّه عليه وآله فرمود : خدايا ، به واسطه اسلام به عمر عزت بده چرا كه اسلام عزت مىبخشد ، [ به خاطر اسلامِ اشخاص ] عزيز نمىشود .
در سيرهء حلبيه پس از نقل قول عائشه چنين مىنويسد :
ولعلّ قول عائشة ما ذكر ، نشأ عن اجتهاد منها ، بدليل تعليلها واستبعادها أن يعز الاسلام بعمر . فتأمل ؛ « 4 »
هامش
( 1 ) . لازم به ذكر است در سند اين حديث خارجة بن عبداللَّه است كه احمد بن حنبل دربارهء او مىگويد : ضعيف الحديث . ر . ك : تهذيب الكمال : 8 / 15 : 1591 .
( 2 ) . سنن ترمذى : 5 / 617 حديث 3681 .
( 3 ) . سيرهء حلبيه : 2 / 14 .
( 4 ) . همان .