تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جواهر الكلام في معرفة الإمامة والإمام (فارسى) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
وى در باب فضائل أبوبكر چنين نقل كرده است : لا ينبغي لقوم فيهم أبو بكر أن يَؤّمهم غيره ؛ « 1 » شايسته نيست كه [ فردى به نام ] أبوبكر در ميان قومى باشد [ و با اين حال ] به غير او اقتدا كنند . در به دو امر چنين به نظر برسد كه مراد از ابوبكر در اين حديث ، ابوبكر بن ابىقحافه است . امّا با مراجعه به خود ترمذى و اقوال شارحين روشن مىشود كه مراد ، مطلق نام ابوبكر است ، « 2 » يعنى در هر زمان و مكانى چنان چه مردم بخواهند نماز جماعت به پا كنند ، اگر آن جا فردى با نام ابوبكر حاضر باشد ، بايد آن شخص مقدم شود و ديگران به او اقتدا كنند . جاعلان اين حديث غلو را در فضيلت سازى براى ابوبكر تا حدى پيش برده‌اند كه امامت يك جاهل و يا فاسق را به صِرف اين كه نامش ابوبكر است بر عالم بَرّ جايز و بلكه واجب شمرده‌اند . بر اساس اين حديث ، ابوبكر چنان مقام و منقبتى دارد كه تسميه به نام وى براى هر كس فضيلت به شمار مىآيد ، تا آن جا كه ملاك ارجحيت براى امامت جماعت شده است ! اين حديث چنان رسواست كه خود ترمذى پس از نقل آن مىنويسد : هذا حديث غريب . حافظ ابن جوزى هم اين حديث را در كتاب الموضوعات آورده است . « 3 »
هامش
( 1 ) . سنن ترمذى : 5 / 614 حديث 3673 . ( 2 ) . شاهد بر اين مطلب كلام حافظ جلال الدين سيوطى است كه مىگويد : إن المؤلف ترجم على هذا الحديث باب امامة من اسمه أبو بكر . ففهم ان المراد من الحديث كلّ من يكون اسمه أبا بكر . اللئالى المصنوعة : 1 / 274 . ( 3 ) . الموضوعات : 2 / 100 ، الكامل فى الضعفاء : 1 / 166 .