ادلهء تضعيف بخارى
برخى از علل عدم اعتماد ما به كتاب بخارى و روايات آن به شرح زير است :
1 . بخارى با حضرت امام هادى و امام عسكرى عليهما السلام معاصر بوده است . امّا در كتاب وى حتى يك حديث از اين دو امام و ائمه پيشين عليهم السلام نقل نشده است . تعصب بخارى در حدى بوده كه وى حتى از فرزندان و اصحاب امامان اهل بيت عليهم السلام نيز حديثى نقل نمىكند ، در حالى كه علما و محدثين بزرگى در ميان آنها بوده است . تا اين جا شايد بتوان گفت كه بخارى با اهل بيت رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله عناد نداشته است ، و دليل عدم نقل حديث از ايشان تنها عدم ارادت بخارى به اهل بيت عليهم السلام بوده است نه دشمنى با ايشان . امّا در مقابل مىبينيم كه وى از خوارج و نواصب روايات فراوانى با علم به دشمنى آنان با اهل بيت عليهم السلام نقل مىكند كه البته اين كار نشان دهندهء دشمنى بخارى و نيز اعتماد وى به دشمنان اهل بيت پيامبر عليهم السلام است .
برخى از بزرگان اهل سنّت براى توجيه اين مسأله گفتهاند : شايد آن دسته از خوارجى كه بخارى از آنها روايت مىكند در زمان نقل حديث با اهل بيت عليهم السلام دشمنى نداشته ، و در جرگهء خوارج و نواصب وارد نشده بودند !
ابن حجر عسقلانى پس از نقل اين احتمال كه برخى از عالمان سنّى مطرح كردهاند آن را ردّ مىكند .
در هر صورت نقل حديث از افرادى چون عمران بن حطّان با اين احتمالات هرگز قابل توجيه نيست . عمران بن حطّان كسى است كه در مدح ابن ملجم شعر سروده و از او به خاطر شهيد كردن اميرالمؤمنين عليه السلام تشكر كرده است . « 1 »
هامش
( 1 ) . شعر ابن حطان در مدح ابن ملجم چنين است :يا ضربة من تقيٍّ ما أراد بها * إلّا ليبلغ من ذي العرش رضوانا
إني لأذكره حيناً وأحسبه * أوفى البرية عند اللَّه ميزانار . ك : فتح البارى : 10 / 290 ، الاستيعاب : 3 / 1128 ، الاصابة : 5 / 303 : 6880 ، تاريخ دمشق : 43 / 495 ، سير اعلام النبلاء : 4 / 215 .