تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جواهر الكلام في معرفة الإمامة والإمام (فارسى) — صفحة 432

مساهمون:

ص٤٣٢
السلطان يرسله إليها البتة متى شاء ؛ « 1 » پس چنان چه گفته شود : اگر مكلّف به وجود امام معتقد باشد دائماً از ظهور و تصرف او در امور ترسان خواهد بود و در نتيجه از زشتى امتناع مىكند . در پاسخ مىگوييم : صرف حكم به خلق و ايجاد چنين امامى در يك زمان بر اين موضوع كفايت مىكند ، چنان كه اگر ساكن قريه‌اى به خاطر ترس از حاكمى كه از طرف سلطان در آن قريه مخفى شده و اثرى از او نيست از قبائح پرهيز كند ؛ به خاطر ترس از حاكمى كه مىداند سلطان او را هر گاه كه اراده كند ، خواهد فرستاد نيز از گناهان پرهيز خواهد كرد . در پاسخ تفتازانى بايد گفت سخن در مورد لطف بودن امام غائب بود ، وجود چنين امامى دلائل ديگرى دارد . چند دسته از روايات قطعى الصدور و مورد اتفاق فريقين بر وجود امام در هر عصرى دلالت دارند كه اين روايات هر يك به تنهايى پاسخگوى اشكال تفتازانى است . در گروهى از روايات به روشنى آمده است كه زمين هرگز از حجت الاهى خالى نخواهد بود . اميرالمؤمنين عليه السلام مىفرمايند : لا تخلو الأرض من قائم للّه بحجّة إمّا ظاهراً مشهوراً وإمّا خائفاً مغموراً لئلّا تبطل حجج اللَّه وبيّناته ؛ « 2 » زمين هرگز از كسى كه حجت خدا را اقامه كند خالى نمىشود خواه اين حجت ، آشكار و شناخته شده باشد و خواه ترسان و ناشناس ، تا اين كه حجت‌ها و دلايل خداوند باطل نگردد .
هامش
( 1 ) . شرح مقاصد : 2 / 279 . ( 2 ) . نهج البلاغه : حكمت 147 ، شرح نهج البلاغه : 18 / 347 .