مؤمنان لطف است . غيبت امام عصر عليه السلام نيز چنان كه بيان شد براى مؤمنان لطف است و حضرتش على رغم غيبت و عدم تصرف در امور مؤمنان ، هم در تكوين ، هم در تشريع هم از جهت حجيّت ، هم از جهت هدايت و هم در ساير ابعاد ، آثار وجودى فراوانى دارد .
آخرين اشكال
اشكال ديگرى كه متكلمان سنّى در مورد غيبت امام عصر عليه السلام و تنافى آن با لطف مطرح مىكنند عدم ظهور آن حضرت براى دوستداران و شيعيانشان است .
تفتازانى مىنويسد :
وثانياً : بأنّه ينبغي أن يظهر لأوليائه الذين يبذلون الأرواح والأموال على محبته وليس عندهم منه إلا مجرد الاسم . فإن قيل : لعلّه ظهر لهم وأنتم عنه غافلون .
قلنا : عدم ظهوره لهم من العاديات التي لا ارتياب فيها لعاقل ؛ « 1 »
و ثانياً شايسته است امام براى ياران خود كه در راه محبت او روح و مالشان را بذل مىكنند ، ظاهر شود در حالى كه نزد شيعيان از او [ يعنى امام زمان عليه السلام ] چيزى جز اسم وجود ندارد .
اگر گفته شود : شايد امام زمان براى ايشان ظاهر مىشود و شما از اين موضوع غافل هستيد .
مىگوييم : عدم ظهور او براى شيعيان از امورى است كه هيچ عاقلى در آن شك نمىكند .
و ليكن ، واقع مطلب اين است كه شيعيان حضرت مهدى همواره از بركات آن
هامش
( 1 ) . شرح مقاصد : 2 / 276 .