ثابت صرفاً به بحث جمع قرآن محدود نمىشود . و به دوره ابوبكر نيز منحصر نيست .
توجه ويژه به زيد بن ثابت و بزرگداشت وى و كنار گذاشتن صحابهء بزرگ پيامبر در دورههاى بعد نيز ادامه داشته است . ذهبى مىنويسد : واقدى به سند خود از عثمان نقل مىكند كه مىگفت :
من يعذرني من ابن مسعود ؟ غضب إذ لم أولّه نسخ المصاحف ! هلّا غضب على أبي بكر وعمر إذ عزلاه عن ذلك ، وولّيا زيداً ، فاتبعت فعلهما ؛ « 1 »
چه كسى از ابن مسعود براى من عذر مىآورد ؟ وقتى كه او را بر نسخ مصحف به كار نگرفتم بر من غضب كرد ! آيا وى بر ابوبكر و عمر نيز غضب نكرد هنگامى كه وى را از اين كار عزل كردند و زيد را بر آن گماشتند پس من نيز از عمل آن دو ( ابوبكر و عمر ) پيروى كردم .
از اين حديث استفاده مىشود كه ابوبكر ، عمر و عثمان هر يك در عصر حكومت خود از زيد بن ثابت درخواست كردهاند كه قرآن را جمع آورى كند .
اين موضوع بسيار عجيب است و نياز به تأمل دارد . سؤالات زير نيز به پاسخگويى نياز دارند :
1 . آيا قرآن جمع آورى شده در زمان خلافت ابوبكر كمبود يا ايرادى داشته است ؟
2 . اگر پاسخ منفى است چه نيازى به جمع قرآن در دورههاى بعد بوده است ؟
3 . آيا قرآن موجود كه در عصر خلافت عثمان جمع آورى شده با قرآنى كه در زمان ابوبكر جمع آورى شد تفاوت داشته است ؟ !
هامش
( 1 ) . سير اعلام النبلاء : 2 / 435 .