والقرائة والقضاء ؛ « 1 »
عمر و عثمان هرگز كسى را در احكام ، فتوا ، قرائت و قضاوت بر زيد بن ثابت مقدم نمىكردند .
در كتاب السنن الكبرى بابى با عنوان « باب ترجيح قول زيد بن ثابت على قول غيره من الصحابة في الفرائض » « 2 » گشوده شده است كه اين امر بيانگر اهتمام فراوان اهل سنّت بر ترويج آراء زيد بن ثابت است . با اندكى مطالعه در اين زمينه روشن مىشود كه هيچ يك از آراء زيد بن ثابت به سنت رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله مستند نيست . خود زيد نيز به اين موضوع تصريح كرده است . ذهبى مىنويسد :
إن مروان دعا زيد بن ثابت وأجلس له قوماً خلف ستر ، فأخذ يسأله وهم يكتبون ؛ ففطن زيد ، فقال : يا مروان ، أغدراً ؟ إنما أقول برأيي ؛ « 3 »
مروان ، زيد را به مجلسى دعوت كرد و عدهاى را در پشت پرده نشاند پس از زيد سؤال مىكرد و اين افراد مىنوشتند ، زيد از اين موضوع آگاه شد و به مروان گفت : آيا خيانت مىكنى ؟ آن چه مىگويم نظر شخصى خود من است .
بنابراين روشن است كه زيد بن ثابت توجهى به قرآن مجيد و سنت رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله نداشته است ، و در همهء زمينهها از جمله فتوا ، قضاوت ، قرائت قرآن و واجبات دين ، از پيش خود نظر مىداده است ، امّا با وجود تصريح زيد بن ثابت به اين موضوع چرا خلفا در اين امور به وى مرجعيت داده بودند ؟ و چرا اهل سنّت قول زيد بن ثابت را بر قول ديگران ترجيح مىدهند ؟ !
هامش
( 1 ) . سير اعلام النبلاء : همان ، الطبقات الكبرى : 2 / 359 ، تذكرة الحفّاظ : 1 / 28 : 16 .
( 2 ) . سنن بيهقى : 6 / 210 : « باب مقدم نمودن كلام زيد بن ثابت بر كلام ديگر صحابهء [ پيامبر ] در دستورات دينى » .
( 3 ) . سير اعلام النبلاء : 2 / 438 .