اگر پرسيدهاند ، آن مطلب و جواب حضرت چه بوده ، و اگر نپرسيدهاند ، چرا ؟
چرا آن حضرت ابتداءً چيزى به آنها نياموختهاند ؟
اگر چيزى ياد گرفتهاند ، چرا نقل نكردهاند ؟
بهترين عذرى كه براى بىبهرهگى خلفا از علوم قرآن ذكر شده نداشتن فرصت است ، آنها توفيق كمترى براى حضور نزد رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله داشتند و قهراً از بركات پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه وآله محروم شدند ؛ در نتيجه طبيعى است كه از معارف و علوم بىپايان قرآن بهرهء كمترى داشته باشند . بر اساس اين توجيه ، ديگران كه فرصت بيشترى براى درك محضر رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله و فراگيرى علم از ايشان داشتهاند ، از خلفاى ثلاثه اعلم خواهند بود . به عنوان مثال ابوهريره در نقل حديث از رسول اللَّه صلى اللَّه عليه وآله بسيار افراط مىكرد . وقتى وى را به جعل احاديث و نسبت كذب به رسول اللَّه صلى اللَّه عليه وآله متهم كردند ، بلكه نقل شده كه عمر بن خطاب ابوهريره را به خاطر اين موضوع مورد اهانت و شتم قرار داد . ابوهريره در مقام دفاع از خود به ملازمت خويش با رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله و فرصت كم ديگران استناد كرد . « 1 »
بخارى به نقل از ابوهريره مىنويسد :
إن إخواننا من المهاجرين كان يشغلهم الصفق بالأسواق ، وإن إخواننا من الأنصار ، كان يشغلهم العمل في أموالهم ، وإنّ أبا هريرة كان يلزم رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه وآله ؛ « 2 »
هامش
( 1 ) . البته كذب اين مدعا آشكار است . زيرا ابوهريره در آخرين سالهاى عمر شريف رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله اسلام آورد و در اين زمان اندك هم عملًا توفيق درك محضر رسول اللَّه صلى اللَّه عليه وآله را نيافت . گذشته از همه اينها حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام به كذب بودن احاديث وى تصريح فرمودهاند . شرح نهج البلاغه : 4 / 68 .
( 2 ) . صحيح بخارى : 1 / 55 حديث 118 و 2 / 827 حديث 2223 .