ناسزاگويى و اتهام عالم ديگر نسبت به وى شده است .
احمد بن صالح مصرى از علماى برجستهء اهل سنّت و از رجال صحاح ستّه « 1 » و بزرگان از او روايت كرده و از شخصيت او بسيار تجليل مىنمايند . وى با نسائى معاصر بوده است . مىگويند روزى نسائى وارد مجلس احمد بن صالح شد و از او كم لطفى ديد . يعنى چنان كه نسائى انتظار داشت احمد بن صالح او را احترام نكرد ، اين موضوع باعث ناراحتى نسائى شد و به جرح و بدگويى وى نسبت به احمد بن صالح منجر گرديد ، تا آن جا كه عالمان سنّى نتوانستهاند كار او را توجيه كنند ، لذا همگى از احمد بن صالح مصرى جانبدارى كردهاند . به اعتقاد آنان ، نسائى مرتكب فعل قبيحى شده است ؛ چرا كه احترام نكردن احمد بن صالح به نسائى نمىتواند مجوزى براى جرح و توهين به وى باشد ، « 2 » امّا آنان در توجيه كار احمد بن صالح احتمالاتى مطرح كرده و گفتهاند ، شايد او در موقعيتى نبوده كه بتواند اداى احترام كند ، شايد غفلت كرده و متوجه حضور نسائى نشده است . به هر حال از شخصيت بزرگى چون نسائى به دور است كه به خاطر مسألهاى نه چندان مهم اين گونه برخورد كند و عكس العمل نشان دهد .
به دليل وجود چنين مسائلى است كه اهل سنّت گفتهاند : « جرح عالمان هم رتبه و معاصر يكديگر پذيرفته نمىشود » و براى حفظ شخصيت عالمان خود گفتهاند :
« بهتر است مسائلى را كه بين اقران بوده نقل نكنيم » امّا اين مسائل فراوان است ، و همگى بر عدم عدالت عالمان سنّى دلالت دارند ، و گوياى اين واقعيت هستند كه منشأ بسيارى از جرح و تعديلها هواى نفس ، عصبيت ، اختلافات مذهبى ، حسد و مسائلى از اين دست بوده است . روشن است كه اين جرح و تعديلها هرگز نمىتواند ملاك
هامش
( 1 ) . همان : 11 / 160 .
( 2 ) . سير اعلام النبلاء : 12 / 160 - 161 و 168 ، تاريخ بغداد : 4 / 200 ، تاريخ الاسلام : 18 / 47 .