( 10 ) احكام صلح
( مسأله 1782 ) صلح آن است كه انسان با ديگرى سازش كند كه مقدارى از مال يا منفعت مال خود را ملك او كند ، يا از طلب ؛ يا حق خود بگذرد كه او هم در عوض ، مقدارى از مال ، يا منفعت مال خود را به او واگذار نمايد ؛ يا از طلب ، يا حقى كه دارد بگذرد .
( مسأله 1783 ) دو نفرى كه چيزى را به يكديگر صلح مىكنند ، بايد بالغ و عاقل باشند و كسى آنها را مجبور نكرده باشد و قصد صلح داشته باشند و حاكم شرع هم آنان را از تصرف در اموالشان جلوگيرى نكرده باشد .
( مسأله 1784 ) صيغه صلح لازم نيست به عربى خوانده شود ، بلكه با هر لفظى كه بفهمانند با هم صلح و سازش كردهاند صحيح است .
( مسأله 1785 ) اگر كسى بخواهد طلب يا حق خود را به ديگرى صلح كند در صورتى صحيح است كه او قبول نمايد .
( مسأله 1786 ) اگر انسان مقدار بدهى خود را بداند و طلبكار اونداند ، چنانچه طلبكار طلب خودر ا به كمتر از مقدارى كه هست صلح كند ، مثلًا پنجاه تومان طلبكار باشد و طلب خود را به ده تومان صلح نمايد ، زيادى براى بدهكار حلال نيست مگر آنكه مقدار بدهى خود را به او بگويد و او را راضى كند يا طورى باشد كه اگر مقدار طلب خود را مىدانست ، باز هم به آن مقدار صلح مىكرد .
( مسأله 1787 ) اگر بخواهند دو چيزى را كه از يك جنس و وزن آنها معلوم است به يكديگر صلح كنند ، در صورتى صحيح است كه وزن يكى بيشتر از ديگرى نباشد ، ولى اگر وزن آنها معلوم نباشد ، ا گرچه احتمال دهند كه وزن يكى بيشتر از ديگرى است صلح صحيح است .