1 ) چيزى كه در نزد او امانت گذاشتهاند و امانتگذار را فراموش كرده است .
2 ) چيزى كه با معامله باطل به دستش رسيده و مالكش را نمىشناسد .
3 ) چيز غصبى ، كه مالكش را نمىداند .
4 ) چيزى كه اشتباها برداشته است و مالكش را نمىداند .
5 ) طرف معامله به هنگام خريد اشتباها جنس اضافه داده باشد .
6 ) طرف معامله به هنگام فروش اشتباها پول اضافه داده باشد .
7 ) هر مال ديگرى كه به عمد يا به اشتباه در دست غير مالك قرار بگيرد .
در همه اين موارد كه احتمال بدهد كه مالك آن را پيدا خواهد كرد ، بايد از او جستجو كند ، و اين جستجو محدود به يك سال نمىباشد و اگر احتمال بدهد كه مالك خواهد آمد ، بايد انتظار بكشد و اگر از پيدا كردن مالك نا اميد شود ، نمىتواند آن راتملك كند ، هر چند فقير باشد ، بلكه بايد از طرف مالك به فقير صدقه بدهد ، و يا براى مالك نگهدارى كند ، اگرچه زمان به درازا بكشد .
( مسأله 1986 ) براى صدقه دادن مال مجهولالمالك لازم نيست كه از حاكم شرع اجازه گرفته شود ، مگر اينكه مال در دست غاصب باشد ، كه بنابر احتياط واجب لازم است اجازه بگيرد .
( مسأله 1987 ) به هنگام صدقه دادن مىتواند خود مال را صدقه بدهد ، و يا اينكه اگر فروشش رجحان داشته باشد مىتواند بنابر احتياط واجب با اجازه حاكم شرع آن را بفروشد و يا خودش بردارد و قيمت آن را صدقه دهد .
( مسأله 1988 ) اگر انسان مديون است و دسترسى به طلبكار ندارد ، در اينجا حكم مجهول المالك جارى نمىشود بطوريكه در باب قرض گفته شد .
منتخب المسائل (فارسى) — صفحة 414
مساهمون: السيد محمد سعيد الحكيم
ص٤١٤