بدهد و پاداش آن از آنِ مالك باشد و مىتواند رضايت ندهد ، پس پيدا كننده عوض آن را به مالك بدهد و ثواب صدقه مربوط به خودش باشد .
( مسأله 1979 ) اعلام و معرفى گمشده در جايى واجب است كه احتمال داده شود كه صاحبش پيدا شود ، پس اگر مطمئن باشد كه پيدا نخواهد شد ، براى اينكه آن شىء گمشده علامت و نشانهاى ندارد ، يا مىداند كه صاحبش به كشورهاى دوردست مسافرت كرده ، و اين اعلام و معرّفى هرگز به او نمىرسد ، يا مىداند كه او به پيدا كردن اين گمشده اعتنا ندارد هر چند از نظر اينكه از آن مأيوس شده ، اعلام شرط نيست .
( مسأله 1980 ) در فرض بالا پيش از سپرى شدن يكسال مىتواند آن را تملك كند يا از طرف صاحبش صدقه بدهد ، ولى اگر احتمال زيادى مىدهد كه بر حسب تصادف با صاحب آن مصادف شود ، بايد تا يكسال انتظار بكشد .
( مسأله 1981 ) به هنگام اعلامِ گمشده ، بايد از چيزى كه موجب سردرگمى مالك مىشود پرهيز كند بلكه بايد مشخصات آن گمشده را درست ولى مبهم بگويد ، پس اگر يك لباس پنبهاى پيدا كرده ، نبايد بگويد : هر كس « پنبه » گم كرده ، زيرا پنبهغير از لباس بافته شده از پنبه مىباشد .
( مسأله 1982 ) معرّفى گمشده بايد در مكانهايى باشد كه انتظار برود كه خبر آن به گوش صاحب مال برسد ، به جهت پرسوجوى او در آن مكان .
( مسأله 1983 ) بايد اين اعلام و معرّفى پى در پى باشد .
( مسأله 1984 ) اگر لقطه از چيزىهايى باشد كه با گذشت زمان فاسد مىشود ، مانند سبزيجات و ميوهجات ، بايد كسى كه آن را برداشته ، قيمت كند و قيمتش را به عهده بگيرد ، آنگاه پول آن جانشين لقطه مىشود .
( مسأله 1985 ) احكام لقطه منحصر به چيزى است كه صاحبش آن را گم كرده باشد ، در مواردى كه مالك چيزى معلوم نباشد ، لقطه حساب نمىشود ، بلكه مجهول المالك است همانند :
منتخب المسائل (فارسى) — صفحة 413
مساهمون: السيد محمد سعيد الحكيم
ص٤١٣