است كه ايشان فرستادگى خويش را وسيلهاى براى نزديك شدن به خدا قرار مىدهند ، ولى شاعران شعر خود را وسيلهء كسب مال مىشمارند .
[ 146 - 148 ] «
أَ تُتْرَكُونَ فِي ما هاهُنا آمِنِينَ * فِي جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ * وَ زُرُوعٍ وَ نَخْلٍ طَلْعُها هَضِيمٌ
- آيا خيال مىكنيد كه شما را در آنچه اين جا در آن به سر مىبريد آسوده و ايمن به حال خود رها مىكنند * در باغها و چشمهسارها * و كشتزارها و نخلستانهايى كه شكوفههاشان به ميوههاى پخته و رسيده مبدل مىشود ؟ » چنان گمان مكنيد كه نعمتها و امنيت و آسايش خاطر شما دوام پيدا خواهد كرد و شما جاودانه در آن باقى خواهيد ماند ، چه گاه گرفتار عذابى زشت و ناگوار خواهيد شد كه گريز از آن ممكن نيست و كسى به يارى شما برنمىخيزد .
[ 149 ] به همين گونه نبايد فريب نيرومندى خود را بخوريد و اين كه مىتوانيد خانههاى پر از آسايش و در نهايت قوت و استحكام و نو آورى براى خود بنا كنيد .
«
وَ تَنْحِتُونَ مِنَ الْجِبالِ بُيُوتاً فارِهِينَ
- و كامروايانه از كوهها براى خود خانههاى خوب و مايهء آسايش مىسازيد . » تمدن ثمود به جايى رسيده بود كه به كشاورزى مىپرداختند و به ساختن خانههاى ييلاقى و تابستانى و شهرهاى كوهستانى ، و خداوند خانههايى را كه مىساختند با صفت فارهة به معنى نشاط انگيز توصيف كرده است ، در صورتى كه رسم و قاعدهء مناطق كوهستانى چنين نيست ، بلكه خانههاى بزرگى را در دامنههاى كوهها بنا مىكنند ، بدان جهت كه در زمين به خود بزرگنمايى بپردازند .
/ 100 [ 150 - 151 ] «
فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُونِ * وَ لا تُطِيعُوا أَمْرَ الْمُسْرِفِينَ
- پس از خدا بترسيد و فرمان من بريد * و به فرمان مسرفان و گزافكاران مباشيد . » اسراف را بعدهايى است : يا در مال است ، يا در ستم ، يا در معاصى ، و اين تأكيد است بر آن كه در قوم ثمود طاغوتهاى متكبر فراوان وجود داشته است .
ديگر اين كه تمايز طبقاتى در ميان ايشان انتشار داشته و به همين سبب