/ 102 [ 153 ] «
قالُوا إِنَّما أَنْتَ مِنَ الْمُسَحَّرِينَ
- گفتند كه : هر آينه تو از جادوشدگانى . » ظاهرا در اين سخن بايد اتهام سبكى به ديوانگى وجود داشته باشد .
فأت بآية
[ 154 ] «
ما أَنْتَ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُنا
- تو نيستى جز بشرى همچون ما . » و درست است كه رسول خدا بشرى همچون ايشان است ، ولى به او از جانب خدا وحى مىرسد ، و آنان - همچون فرعون و كافران قريش - چنان تصور مىكردند كه رسول مىبايستى تمايزى ظاهرى نسبت به ايشان داشته باشد و ، مثلا ، فرشتگانى با او همراه باشند يا جامهء زرين بپوشد يا مالك گنجينهها باشد ، يا اين كه لازم است رسولان از جنسى جز بشر بوده باشند ، در صورتى كه خدا فرستادگان خود را براى مردم از جنس خودشان برگزيده است تا آزادانه به او ايمان آورند ، و اين ايمان با علم و يقين كامل همراه باشد ، و اگر خدا آنان را مطابق خواستهء ايشان مىفرستاد ، اختيار و آزادى پذيرفتن رسالت از افراد بشر سلب مىشد .
«
فَأْتِ بِآيَةٍ إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ
- پس اگر راست مىگويى نشانه و آيتى بياور . » بعضى از مردم به محض ديدن گواهيهاى رسالت به آن ايمان مىآورند ، از جمله اين كه بدان سبب ايمان مىآورند كه فرستادگان پيشين از آمدن اين پيغمبر خبر داده بودهاند ، در صورتى كه بعضى ديگر با ملاحظهء صفات رسالت به آن روى مىآورند ، و كسانى ديگر جز با مشاهدهء معجزه ايمان نمىآورند ، و چنان به نظر مىرسد كه قوم ثمود رسول خود را مىشناختند ، ولى فاقد وثوق و اعتماد داشتن به او بودند ، و نيازمند دليلى آشكار براى قبول راستى و درستى گفتار او .
[ 155 ] «
قالَ هذِهِ ناقَةٌ لَها شِرْبٌ وَ لَكُمْ شِرْبُ يَوْمٍ مَعْلُومٍ
- گفت : اين شتر است ، روزى معين آب مخصوص او است ، و روزى ديگر مخصوص شما . » صالح معجزهء ماده شتر و نتاجش را براى ايشان آورد و مقرر داشت كه آب