تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
پيامبرشان صالح به آنان گفت كه : « فرمان مسرفان و گزافكاران را مبريد » ، و اين خود نشانه‌اى از آن است كه افراد اين طبقه به صورت خطرى درآمده و در صدد به دست گرفتن رهبرى قوم بوده‌اند . و پيامبرشان صالح ( ع ) به آنان گفت كه : از من فرمان بريد و به فرمان مسرفان مباشيد ، و پيش از خود از اطاعت و ترس از خدا ياد كرد و گفت : «
فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُونِ
- تا بدين گونه حجتى براى اطاعت از خودش به عنوان دنباله‌اى از اطاعت خدا اقامه كرده باشد . چنان مىنمايد كه جوهر فساد و تباهى يا عامل اساسى براى آن همان اسراف و زياده طلبى است ، پس چون نعمت بر انسان افزونى پيدا كند ، در آنچه خدا به او عنايت كرده است به اسراف و زياده روى مىپردازد ، و در نتيجه آن را ماده‌اى براى فساد خود قرار مىدهد ، پس گاه خدا به انسانى نعمت زيبايى مىبخشد و همان سبب فساد او مىشود ، يا نعمت جنس او را به فساد مىكشاند ، يا نعمت مال و فرزند كه با آنها به تكبر و گردنكشى نسبت به ديگران مىپردازد . . . و نظاير اينها . پس به جاى آن كه با اين نعمتها به خرسندى خدا از خودش دسترس پيدا كند ، و به اصلاح جامعه و آبادانى زمين بپردازد ، كارش به خودپرستى و در نتيجه به فساد كردن در زمين كشيده مىشود . خدا نعمتها را به ما ارزانى داشته است كه از آنها در آبادانى زمين بهره‌مند شويم ، و به بهشت و رضايت او دسترس پيدا كنيم ؛ دست را به ما عنايت كرده‌اند كه با آن حق خودمان را بگيريم نه اين كه آن را سبب آزردن ديگران قرار دهيم ، و به همين گونه چشم براى ديدن است نه براى نگاه كردن به حرام ، و زبان براى آن است كه با آن به مردمان سخنان نيكو و حكمت آميز بگوييم نه اين كه به غيبت و بهتان و دشنام دادن و . . . بپردازيم . / 101 در روز قيامت خدا بر بندگانش حجّت و برهان اقامه مىكند : يوسف حجت است بر كسى كه با زيبايى خود به فساد كشيده شده ، و مريم حجتى بر ضد خود فروشان ، و ايوب حجتى ضد آن كسان كه در برابر بلا بردبارى را پيشه نكرده