است .
«
إِنَّ مَعِي رَبِّي سَيَهْدِينِ
- پروردگارم با من است و مرا راهنمايى مىكند . » چه اندازه ايمان موسى به پروردگارش بزرگ و يقين او به يارى خدا شديد بود ، و چه بهتر كه از داستان زندگى او نور و حرارت يقين و نفحه و دم ايمانى اقتباس كنيم . امواج دريا در برابر وى و امواج سپاهيان كفر در پشت سر او جاى داشتند ، و او تنها مالك قوم ناتوانى بود كه در ميان ايشان زنان و كودكان و درماندگان ديده مىشدند ، و ارادهء آنان به سبب طولانى شدن دوران استعباد و بردگى متلاشى شده بود ، ولى موسى با هر ترسى و بيمى چالش مىكرد و بر خدا متوكل بود و اميدوار به يارى و ياورى وى ، مگر خدا با او نبود ، پس ديگر براى چه بترسد ، بلكه چگونه ترس مىتواند به قلب كسى راه يابد كه به يقين مىداند كه خدا با او است ؟ ! / 57 [ 63 ] و وحى بر قلب شريف او نازل شد :
«
فَأَوْحَيْنا إِلى مُوسى أَنِ اضْرِبْ بِعَصاكَ الْبَحْرَ فَانْفَلَقَ
- پس به موسى وحى كرديم كه با عصايت بر دريا بكوب ، پس دريا شكافته شد . » دريا خود به خود شكافته شد و دوازده راه در آن پديد آمد ، كه هر يك از آنها به يكى از بخشهاى دوازدهگانهء قوم بنى اسراييل اختصاص داشت .
«
فَكانَ كُلُّ فِرْقٍ كَالطَّوْدِ الْعَظِيمِ
- پس هر يك از دو پارهء دريا همچون كوهى بزرگ مىنمود . » كه در آن آبها بر يكديگر سوار و موجها بر روى يكديگر محكم بسته شده بودند .
[ 64 ] و بنى اسراييل وارد راههايى شدند كه براى ايشان در دريايى كه معلوم نيست نيل بوده است يا درياى سرخ پيش مىرفتند .
آل فرعون به دريا رسيدند و دشمنان خويش را در نيمه راه وسط دريا مشاهده كردند ، كه پس پشت سر ايشان به راه افتادند و - سبحان اللَّه - كه چگونه