اولا : اين كه نيروى مخالف را در نظر ايشان ناچيز جلوه دهد ، و گفت :
«
إِنَّ هؤُلاءِ لَشِرْذِمَةٌ قَلِيلُونَ
- هر آينه اينان گروهى اندكند . » نيروى منتظم و به هم پيوسته نيستند و در عين حال شمار آنان اندك است .
در اين شك نيست كه خوار نمايش دادن منزلت دشمن يكى از روشهاى تقويت معنوى سپاهيان است ، و آن كس كه به چنين كارى مىپردازد ، هميشه يكى از طاغيان است كه بر ضد انقلاب كنندگان به چنين عملى مىپردازد .
[ 55 ] ثانيا : سبب جنگ خود را با بنى اسراييل بيان كرد ، چه طاغيان هميشه در صدد دست يافتن به بهانهاى هستند كه به وسيلهء آن آتش جنگ را بر ضد مخالفان روشن كنند ، پس گفت :
/ 54 «
وَ إِنَّهُمْ لَنا لَغائِظُونَ
- و آنان خشم ما را برانگيختهاند . » اين انگيزش خشم ما به سبب تمرد آنان نسبت به خودمان است ، و بيرون رفتن ايشان از دين ما ، و نيز بدان جهت است كه بنى اسراييل زر و زيورهاى اهل مصر را پيش از اين از مردم مصر به عاريت گرفتند و چنان كه مفسّران گفتهاند آنها را با خود از كشور خارج كردند .
[ 56 ] ثالثا : فرعون از آمادگى آنان براى مقاومت در مقابل خودش آگاهى به دست آورده بود و بيم آن داشت كه با وجود كمى شماره مايهء دردسرى براى او شوند .
«
وَ إِنَّا لَجَمِيعٌ حاذِرُونَ
- و ما همه بيمناك و بر حذريم . » يعنى همگى آمادهء رو به رو شدن با آنها هستيم ، و شايد مقصودش از اين دور كردن ترس شكست از سپاهيان خود بود كه همگى آمادهء براى ايستادگى در برابر اين دشمنند ، و بر هر فرد لازم است كه نقش خود را در مواجههء با خطر مورد انتظار ايفا كند .
[ 57 ] رابعا : به آن آغاز كرد كه از خوبيهاى سرزمينهاى خود ياد كند كه دفاع از آنها ضرورت دارد ، و به همين سبب گفت :
«
فَأَخْرَجْناهُمْ مِنْ جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ
- پس آنان را از باغها و چشمهسارها