دوم : خداى عزّ و جلّ در گفتار از شب
أَ فَلا تَسْمَعُونَ
و در گفتار از روز
أَ فَلا تُبْصِرُونَ
را بدان جهت آورده است كه آن حس كه در تاريكى بهرهمند شدن از آن امكان پذير است حس شنوايى است ، از آن روى كه در تاريكى حس بينايى كار نمىكند ، در صورتى كه در هنگام روز بيشترين اعتماد و توجه معطوف به حسّ بينايى است .
و ظاهرا معنى آيه آن است كه : آيا از نعمت شب چيزى نمىشنويد ، و آيا نعمت روز را نمىبيند ؟
[ 73 ] «
وَ مِنْ رَحْمَتِهِ جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ لِتَسْكُنُوا فِيهِ
- و از رحمت خودش براى شما شب و روز را قرار داد تا در آن آرامش پيدا كنيد . » يعنى در شب .
«
وَ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ
- و جوياى فضل و بخشندگى او باشيد . » در روز كه امرى طبيعى براى انسان است ، و شب و روز سبب انگيخته شدن حالت شكر و خرسندى در بشر است .
/ 369 «
وَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ
- تا مگر سپاسگزارى كنيد . » اين بدان سبب است كه :
1 - نفس آدمى بر روش واحد شاد و آرام نمىشود ، بلكه گوناگونى او را خرسند مىسازد و به سپاسگزارى مىپردازد .
2 - آن كس كه در روز كار مىكند و شب را به خواب مىرود ، وقت كافى براى انديشيدن به كارهاى خود دارد و از اين لحاظ آسايش پيدا مىكند ، و مىتواند براى آيندهء دلخواه خود به طرحريزى بپردازد ، و هنگامى كه در روز بر سر كار خود مىآيد ، تا اندازهاى استراحت كرده و آمادگى و استعداد بيشترى براى انجام دادن كار روزانهء خود دارد .
3 - و سپس هدف مؤمن از زندگى برتر و عاليتر از مادّيات است ، و او پس از رسيدن به نعيم به شكرگزارى مىپردازد ، و به همين سبب ، هر اندازه هم كه اوضاع و احوال مخالف با خواستهاى مادى گنجيده شدهء در آنها بوده باشد ،