كفران نعمت آن را به صورت نقمتى براى صاحب آن درمىآورد ؛ و شكر در بهرهور شدن از نعمت در ضمن حدود مشروع و براى هدفهاى نيك است ، و قارون كاملا بر عكس اين روش عمل مىكرد ، چه خدا گنجهايى به او عطا كرد كه مجموعهء كليدهاى آن را زورمندان به سختى مىتوانستند جا به جا كنند ، ولى به جاى اين كه از آنها به صورت مشروع بهرهبردارى كند ، در صورتى كه از قوم مستضعفى بود ، نسبت به آن ثروت و پروردگار آن ، چنان كه در درس آينده خواهد آمد ، كفران ورزيد و كافر شد ، ولى پرسش كه پيش مىآيد آن است كه : سخن گفتن دربارهء قارون ، در آن هنگام كه از پيشوايى و امامت سخن مىرود ، با موضوع بحث چه مناسبتى دارد ؟
پاسخ : انحراف بشرى از رهبرى صحيح ، به سبب فشار / 367 يكى از دو نيرو صورت مىگيرد :
يكى نيروى ايجاد هراس و شمشير است ، و ديگرى نيروى مال و ثروت ، و در آن هنگام كه فرعون نمودارى از نيروى نخستين به شمار مىرفت ، قارون نمونهاى از نيروى دوم محسوب مىشد ، و خدا كه مثالهايى دربارهء اين گونه امور براى ما مىآورد ، براى آن است كه حجت را بر ما تمام كند ، و بىجهت در پيرامون صاحب ثروت به خاطر مالش ، و در اطراف صاحب حكم و فرمان براى قوت و نيرويش جمع نشويم .
شرح آيات :
[ 71 ] هيچ كس منكر آن نيست كه آن كه با نور خود زمين و آنچه را كه در آن است روشن ساخته ، خدا است ، و همه كس مىداند كه خدا براى پرستيدن شايستهتر از كسى است كه نه سود و زيانى دارد ، و نه نور و هدايتى ، از جباران و گردنكشان و مترفان .
آرى . . . همهء مردم اين حقيقت را مىدانند ، ولى در آن تعقل نمىكنند و نمىانديشند ، و آنان را مىبينى كه به دنبال طاغيان و تبهكاران ، به طمع ثروت يا به