از پيوستگى سخن دربارهء شرك و رهبرى شرعى كه خدا آن را برگزيده است ، چنين الهام مىگيريم كه : خدا ما را آفريده و او است كه برمىگزيند و نه ما آفريدگان ، و بنا بر اين پيروى از اولياى شيطان عين شرك است ، بلكه هر پيروى كه خدا به آن فرمان نداده باشد / 356 نيز شرك است .
همچنين از سياق آيات آينده چنين الهام مىگيريم كه : پيروى از فرستادهء خدا و جانشينان وى تطبيق عملى اعتقاد به توحيد در زندگى به شمار مىرود ، و از آن روى چنين است كه پروردگار ما در اين آيات به ما يادآورى مىكند كه تنها او خدا است و جز او معبود و خدايى وجود ندارد .
و چنان مىنمايد كه اين درس ، اجمالا ، مشروع بودن رهبرى فرستادگان را تأييد مىكند ، و بر رهبريهاى جاهلى خط بطلان مىكشد .
شرح آيات :
أَغْوَيْناهُمْ كَما غَوَيْنا
[ 62 ] در روز قيامت خدا معبودها و خدايان باطل را با كسانى كه به پرستش آنها مىپرداختند جمع مىكند ، و سپس فصلهاى محاكمهاى كه در ملأ عام صورت مىگيرد آغاز مىشود ، و اين امر از كلمهء «
يُنادِيهِمْ
- آنان را مىخواند » بر ذهن ما مىگذرد .
«
وَ يَوْمَ يُنادِيهِمْ فَيَقُولُ أَيْنَ شُرَكائِيَ الَّذِينَ كُنْتُمْ تَزْعُمُونَ
- و آن روز كه ( خدا ) ايشان را مىخواند و سپس مىگويد : شركايى كه براى من مىپنداشتيد كجايند ؟ » تعبير قرآنى در كمال بلاغت است ، كه آنان را به نام شريكان مىخواند و از ايشان مىپرسد كه آن شركا اكنون در كجا هستند تا چنان شود كه و جدان ايشان پيش از زبانشان به پاسخ دادن بپردازد ، بلكه براى آن است كه پيش از غوطهور شدن در عذاب آن روز ، از طريق نقل آن گرفتار عذاب وجدانى شوند ، در صورتى كه در آن روز پشيمانى را هيچ حاصلى نيست .