و نعمت الاهى به هدفهاى خود نرسيده بوده است .
«
فَتِلْكَ مَساكِنُهُمْ لَمْ تُسْكَنْ مِنْ بَعْدِهِمْ إِلَّا قَلِيلًا وَ كُنَّا نَحْنُ الْوارِثِينَ
- پس آنها خانههاى ايشان است كه جز اندكى از آنها پس از ايشان ساكنى پيدا نكرد ، و ما وارث آنان بوديم . » / 349 چون آن خانهها شوم مىنمود ، كمتر پس از ايشان ساكنى پيدا مىكرد ، و ساكنان تازه هر چه زودتر آنجاها را ترك مىكردند ، و شايد آيه اشارهاى به اين سنت الاهى داشته باشد كه : در سرزمينهاى ويران شدهء به عذاب اسبابهاى بقاى تمدن و شهرنشينى برجاى نمىماند ، و نيز كمتر مشاهده مىشود كه ويرانههاى چنان شهرها و خانهها تجديد عمارت و حيات پيدا كند ، و همين امر نشان مىدهد كه نتايج غرور ورزيدن به معيشت ، به آيندهء دور نيز كشيده مىشود .
[ 59 ] و سپس خداوند متعال ، بر خلاف اين نظريهء حتميت تاريخى كه دورانهاى تمدنى را وابستهء به خود زمان مىداند ، چنان بيان مىكند كه نخستين عامل در پيدايش دورانهاى تاريخى و تمدنى ، پس از ارادهء خدا ، ارادهء انسان است ، پس اگر امتى كه در راه سالم پيش مىرود باقى بماند ، اين پيشرفت و تطور پيوسته افزايش پيدا مىكند ، و زمان را در آن تأثيرى نيست ، و خدا تمدن قومى را برنمىاندازد و اسباب هلاك آن قوم را فراهم نمىآورد مگر پس از تحقق يافتن دو امر :
اول ، اقامهء حجت
«
وَ ما كانَ رَبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرى حَتَّى يَبْعَثَ فِي أُمِّها رَسُولًا يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِنا
- و پروردگارت هلاك كنندهء شهرها نيست مگر پس از آن كه براى مردم آنها فرستادهاى برانگيزد تا آيات او را براى آنان تلاوت كند . » در آيهء ديگرى گفته است : «
وَ ما كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولًا
- و ما قومى را عذاب نمىكنيم مگر آن كه براى آنان رسولى را برگزيده باشيم » ، « 21 » و خداى عزّ و جلّ
هامش
( 21 ) - بنى اسراييل / 14 .