تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 328

مساهمون:

ص٣٢٨
در آيهء ( 47 ) از سورهء حاضر گفته است : «
وَ لَوْ لا أَنْ تُصِيبَهُمْ مُصِيبَةٌ بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ فَيَقُولُوا رَبَّنا لَوْ لا أَرْسَلْتَ إِلَيْنا رَسُولًا فَنَتَّبِعَ آياتِكَ وَ نَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ
- و اگر به سبب كارهايى كه انجام مىدادند به ايشان مصيبتى مىرسيد ، مىگفتند : پروردگارا ! چرا بر ما رسولى نفرستادى تا از آيات تو پيروى كنيم و از مؤمنان بوده باشيم ؟ » . و خداوند رسولى را در ام القرى مبعوث كرد تا بر مردم آن اقامهء حجت كرده باشد ، و هدف قرآن از كلمهء « أمّ » پيش از « القرى » شهرى نيست كه ساكنان بيشتر داشته باشد ، بلكه شهرى است كه از آن بانگ دعوت رسالت به ناحيهء گسترده‌ترى از زمين برسد . / 350

دوم ، ستمگرى

علاوه بر آن كه سنتهاى الاهى مقتضى از بين رفتن شهر و هلاك مردم آن است ، عوامل ويرانى و برافتادن آن را نيز با خود دارد ، و طاغوتى كه به ديگران ستم مىكند و حقوق ديگران را مىربايد ، اگر هم در معرض عذاب مستقيم خدا از بيمارى و غرق شدن و نظاير اينها قرار نگيرد ، از واكنش عمل خود جان سالم به در نخواهد برد . «
وَ ما كُنَّا مُهْلِكِي الْقُرى إِلَّا وَ أَهْلُها ظالِمُونَ
- و ما شهرها ( و مردم آنها ) را هلاك نمىكنيم مگر اين كه اهل آنها از ستمگران بوده باشند . » ظلم و ستمگرى صورت عملى رد كردن رسالتهاى خدا و بلكه محاربهء با خداوند متعال است . بازپسين كلمه : گروهى از مردم چنان تصور مىكنند كه ايمان آوردن به خدا و ملتزم شدن به رسالت او ، با همهء التزامات مالى يا چالشهاى سياسى و امور مشابه برخاستهء از آنها ، سبب آن مىشود كه نعمت خدا از تصرف آنان بيرون رود ، در صورتى كه سنت زندگى مقتضى عكس آن است ، و خدا تكذيب كنندگان رسالت الاهى را هلاك مىكند ، و به همين سبب مقتضى آن بوده است كه مردم مكه ، با عبرت گرفتن از تاريخ ، از عاقبت رد كردن رسالت بترسند و بدانند كه همه