مىكند ، و در نتيجه شخصيت ذات او به حساب ديگران تورم پيدا مىكند ، ولى مؤمن بر عكس اين است و از سركشى نفس خود جلوگيرى به عمل مىآورد ، و عقل خويش را افزايش مىدهد ، و بنا بر اين به تفكر دربارهء ديگران مىپردازد ، و اگر به زيان او خطا كردند ، با نيكيها آنان را از خود دور مىكند ، و چون نيازمند شوند به رفع نياز آنان مىپردازد .
«
وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ
- و از آنچه روزى ايشان قرار دادهايم به ديگران انفاق مىكنند . » [ 55 ] سپس آنان نفس را مطيع خويش مىسازند ، و از هواهاى خود جلوگيرى به عمل مىآورند ، و خودخواهى و خودپسندى خويش را محدود مىسازند ، و اين كار را از راه دورى جستن از كارهاى لغو و بيهوده انجام مىدهند ، و همين است كه سبب رشد عقل ايشان مىشود ، بدان جهت كه مخالفت با هواى نفس است .
«
وَ إِذا سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ
- و چون لغوى بشنوند از آن رويگردان مىشوند . » بدان سبب كه خواستها و هدفهاى آنان برتر و بالاتر از هواها و شهوتها است ، و به همين جهت تحريكهاى جاهلان ايشان را آشفته نمىسازد ، و اسرار خويش را فاش نمىكنند ، و در جدلى كه به آن فرمان نيافته باشند وارد نمىشوند ، بلكه اگر جاهلان - به جدل - خواستار حجت و برهان از آنان شوند ، از ايشان اعراض مىكنند .
«
وَ قالُوا لَنا أَعْمالُنا وَ لَكُمْ أَعْمالُكُمْ
- و مىگويند كه اعمال ما براى ما و اعمال شما براى شما است . » هدف آنان به دست آوردن رضوان و خرسندى خدا است و نه برترى جويى در زمين و تظاهر و فخر فروشى و مغرور و فريفته شدن به آنچه در دست تصرف خود دارند ، و به همين سبب است كه نادانان قدرت تحريك كردن و آشفتن ايشان را ندارند ، و دشنام دادن آنان و خواستار مبارزهء در ميدان جدل شدن ايشان ، آنان را