خواستار هدايت و يادآورى خدا نيستند ، و همين امر دليل بر آن است كه فرستادهء خدا و رسالتهاى او را تكذيب مىكنند .
«
وَ لَقَدْ وَصَّلْنا لَهُمُ الْقَوْلَ
- و ما گفتار را براى ايشان پيوسته امتداد داديم . » يعنى اسباب هدايت و راهنمايى را پيوسته و بدون بريدگى برقرار نگاه داشتيم ، و در روايات است كه خداوند متعال صد و بيست و چهار هزار پيغمبر بر آفريدگانش مبعوث كرده است كه هر يك از ايشان اوصيا و خوانندگان به خداى فراوانى از ميان امت خويش داشتهاند و دارند .
«
لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ
- تا مگر به ياد آورند و متذكر شوند . » رسالتهاى الاهى نسبت به نفس بشرى چيز عجيب و غريبى نبوده ، چه با عقل و فطرت انسان ، كه خدا حقايق را در آنها به وديعه نهاده ، تلاقى پيدا مىكرده است ، و رسالت غالبا جز وسيلهاى براى برانگيختن آنچه در خاطر نهفته است نيست .
[ 52 ] و كسانى كه به كتاب ايمان آوردند ، و خود را به فرمانبردارى از خود خويگر ساختند ، هيچ ناراحتى در تسليم شدن به رسالت تازه پيدا نمىكنند .
«
الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ مِنْ قَبْلِهِ هُمْ بِهِ
- كسانى كه پيش از آن به ايشان كتاب داده بوديم ، به آن ، » / 339 يعنى به قرآن حكيم .
«
يُؤْمِنُونَ
- ايمان مىآورند . » اين بدان سبب است كه جوهر اين كتاب را مطابق با رسالت پيش از آن مىيابند ، و نيز موافق با عقل و فطرت ، چه مؤمنان به رسالتهاى پيش از آن نيز براى هماهنگ كردن نفسهاى خودشان به حق تحمل زحمت كرده و با نادانى قلبها و شهوتها و هواهاى خود مقاومت ورزيده بودهاند و در پى آن در مقابل پروردگار خويش سر تسليم فرود آوردهاند ، پس آنان از لحاظ نفسانى آماده براى تسليم به حق بودهاند .