تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨
قدر است ، و ديگرى وضع غيبى را كه قضاء است ، و تفاوت ميان آن دو در اين است كه قدر به معنى سنتهايى است كه خداوند متعال در آفرينش و آفريدگان به جريان انداخته است و تبديل و تحويلى در آنها صورت نمىگيرد ، و اما قضاء به معنى اوامر غيبى است كه از جانب او به آفريدگان صادر مىشود ، و از همهء قدرها تجاوز مىكند ، پس چه بسا كه قدر انسانى آن است كه امروز بميرد ، و چون صدقه‌اى به فقيرى دهد ، يا از خدا بخواهد ، يا صلهء رحم كند يا . . . يا . . . قضاى خدا بر آن جريان يابد كه اجل او سى سال به تأخير افتد ، و گاه قدر او زنده ماندن تا سى سال ديگر است ، و چون به كسى ستم كرده است كه ياورى جز خدا ندارد ، خدا به مرگ او در همين امروز قضا و حكم خود را صادر كند ؛ و رسالت الاهى گونه‌اى از قضاء است ، چه هيچ سنّت الاهى وجود ندارد كه چون آدمى به آن عمل كند به رسالت برسد ، و رسيدن موسى ( ع ) به مقام رسالت ، يا محمد بن عبد اللَّه ( ص ) به اين مقام نتيجه‌اى از تحصيل كردن در يك دانشگاه نبود ، يا خواندن كتابهايى ، بلكه رسالت - و چنان كه پيشتر گذشت هدايت - قضاى الاهى است كه به موجب آن اتصالى ميان آفريده و آفريننده از راه رسالت به وجود مىآيد ، و رسول را خدا جانشين و خليفهء خويش در زمين قرار مىدهد ، و اين گفته منافى با آن نيست كه خدا رسولان و پيامبران خويش را به اساس وجود صفات و مميزاتى در آنان برمىگزيند . در لحظهء قضاء چيزى تحقق پيدا مىكند كه تحقق يافتن با گذشت قرنها امكان پذير نبوده است ، چنان كه رسول اللَّه ( ص ) مادر زاد و بى آن كه از خواندن و نوشتن خبرى داشته باشد ، به غار حراء درآمد ، ولى در بيرون آمدن از غار حامل رسالتى بود كه بشر از رسيدن به قلهء آن پيوسته ناتوان بوده است . «
وَ ما كُنْتَ مِنَ الشَّاهِدِينَ
- و از حاضران و گواهان نبودى . » شايد اين آيه اشاره‌اى به حقايقى دارد كه در اين داستان روايت شده و در نزد اهل كتاب نيز آشكار نبوده يا اين كه سبب برانگيخته شدن مجادلهء بزرگى درباره جزئيات حادثه يا تفسير آنها بوده است . / 330 [ 45 ] سپس آيه چيزى را بيان مىكند كه ظاهرا اشاره به دوره‌هاى مختلف