/ 328 « و پناه مىبرم به تو از علمى كه سودى ندارد » . « 19 » مقصود از آن علمى است كه به آن عمل نمىشود .
هنگامى كه آدمى به علم عمل نكند ، گمراه و جاهل باقى مىماند ، و حتى خود علم را فراموش مىكند ، اما چون به علم عمل كند ، نتيجهء آن رسيدن به خوشبختى و دريافت لطف الاهى ( رحمت ) به صورت مادّى و معنوى خواهد بود .
اينك اين پرسش پيش مىآيد كه : هدف از اين رسالت كه مشتمل بر بصيرتها و هدايت و رحمت است چيست ؟
«
لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ
- شايد به ياد آورند . » چه چيز را مردمان به ياد مىآورند ؟
پيمانى را كه با خدا بسته بودند به ياد مىآورند ، و به فطرت خويش بازمىگردند ، بدان جهت كه از خصوصيّات رسالت يكى آن است كه پردهها را از برابر قلب بشر دور مىكند ، و از اين آيه چنين الهام مىگيريم كه : آخرين عامل در حركت انسان خود او است ، پس بصيرت و راهنمايى و رحمت از جانب خدا است ، اما تذكر مسئوليت خود انسان است .
[ 44 ] سپس سياق به ياد ما مىآورد كه پيامبر اسلام ( ص ) در طرف غربى كوه طور كه موسى ( ع ) در سفر از مدين به مصر به آنجا رفت حضور نداشت كه موسى براى نخستين بار پذيراى وحى الاهى شد ، و گواهانى در آنجا حضور نداشتند كه آن حوادث را به صورت دقيق و عالى توصيف كنند ، ولى خداوند سبحانه و تعالى به وسيلهء قرآن براى بنى اسراييل بيشتر چيزهايى را كه دربارهء آن اختلاف داشتند بيان كرد ، و اين خود دليل صدق و راستى اين رسالت است .
/ 329 «
وَ ما كُنْتَ بِجانِبِ الْغَرْبِيِّ إِذْ قَضَيْنا إِلى مُوسَى الْأَمْرَ
- و تو در جانب غربى ( كوه طور ) در آن هنگام نبودى كه امر خود را به موسى ابلاغ كرديم . » دو كلمه در قرآن است كه يكى از آن دو وضع طبيعى را بيان مىكند ، و آن
هامش
( 19 ) - مفاتيح الجنان ، دعاى تعقيب نماز عصر .