تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 294

مساهمون:

ص٢٩٤
و اينها دو برهان است از پروردگارت به سوى فرعون و اطرافيانش كه آنان گروهى نافرمان بوده‌اند . » / 313 و فسق به معنى خروج از خط درست است و از راه منحرف شدن . [ 33 ] بدين گونه رسالت به موسى رسيد و او مأمور به آن شد كه در برابر انحراف و اساس آن كه فرعون است مقاومت ورزد . » «
قالَ رَبِّ إِنِّي قَتَلْتُ مِنْهُمْ نَفْساً فَأَخافُ أَنْ يَقْتُلُونِ
- گفت : پروردگارا ! من يكى از آنان را كشته‌ام و بيم آن دارم كه مرا بكشند . » شايد مقصود موسى همان قبطى بوده باشد كه با مشت خود او را كشت . [ 34 ] «
وَ أَخِي هارُونُ هُوَ أَفْصَحُ مِنِّي لِساناً فَأَرْسِلْهُ مَعِي رِدْءاً يُصَدِّقُنِي إِنِّي أَخافُ أَنْ يُكَذِّبُونِ
- و برادرم هارون از من زبان‌آورتر است ، پس او را همراه من همچون كمكى روانه كن كه مرا تصديق كند ، چه بيم آن دارم كه مرا تكذيب كنند . » از اين دو آيهء اخير به دو امر توجه پيدا مىكنيم : 1 - اين كه ترس موسى ( ع ) بر جان خودش نبود ، چه آن را در برابر خرسندى پروردگارش و بهشت فروخته بود ، و از مدين جز براى آن باز نگشت كه به جهاد با طاغوت بپردازد ، ولى هراس وى به خاطر رسالت بود ، بدان سبب كه كشته شدن او به معنى نرسيدن اين رسالت به بنى اسراييل بود ، به همان گونه كه تكذيب او به معنى شكست خوردنش در تبليغ آن يا دست كم تأثير آن بر ايشان محسوب مىشد . 2 - هنگامى كه وى اين مشكلات يا سدهايى را كه در برابر راهش بود طرح مىكرد ، هدف وى بهانه آوردن براى فراز از مسئوليت نبود ، بلكه مىخواست راهى براى حل آنها پيدا كند . و به همين گونه شايسته است كه انسان رسالى در آن هنگامى كه به انجام عملى مأمور در هر سرزمينى مىشود ، دشواريها و راهبندها را در نظر بگيرد تا براى از بين بردن آنها چاره‌انديشى كند ، نه اين كه آنها را بهانه‌اى براى گريختن
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 294 | احمد آرام / السيد محمد تقي المدرسي