و تحرك را از آن الهام مىگيرد ، و روزهاى كه با آن بر قوت خود مىافزايد ، و رو كردن به سوى خدايى كه از آن عزم و اراده بهرهء او مىشود .
/ 311 اگر جنبش مكتبى را از روحيّات ( نماز و روزه و خواندن قرآن و ايمان به غيب و . . . و . . . ) جدا كنيم ، همچون هر حركت مادى ديگر ارزشى ندارد ، و به انسانى مىماند كه عقل را از او گرفته باشند ، يا جانورى كه روح از او سلب شده باشد . به صورت پارهء گوشتى درمىآيد كه با گذشت زمان عفونت پيدا مىكند ، پس جنبش مكتبى واجب است كه از خدا و به سوى خدا و به يارى خدا و در راه خدا باشد ، و از خدا به سوى غير او ، يا از غير او به سوى او صورت نمىگيرد .
در آن هنگام كه امتى از وحى تهى شود ، به صورت بنى اسراييل در مىآيد كه جنبشى مكتبى بودند و به حركت مادّى محضى تغيير شكل دادند كه دولت كوچك اسراييل ( فلسطين امروزى ) از آن پديد آمد ، و مسلمانان تا آن زمان كه پيوستگى به رسالت را حفظ كردند ، پيش رفتند ، و در آن هنگام كه رسالت را ترك گفتند ، همه چيز از ايشان سلب شد .
شرح آيات :
اذْهَبا إِلى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى
[ 31 ] پروردگار ما سبحانه و تعالى پيامبر خود موسى را به دو آيت بزرگ مجهز كرد : اولى آنها عصايى بود كه چون آن را بر زمين مىافكند به صورت مارى حركت مىكرد ، و دومى آن كه چون دستش را از زير بغلش بيرون مىآورد ، بينندگان آن را سفيد و درخشان مىديدند :
«
وَ أَنْ أَلْقِ عَصاكَ فَلَمَّا رَآها تَهْتَزُّ كَأَنَّها جَانٌّ وَلَّى مُدْبِراً وَ لَمْ يُعَقِّبْ
- و اين كه عصايت را بيفكن ، و چون آن را ديد كه همچون مار جنبيد ، پشت كرد و دور شد و به عقب باز نگشت . » بدان سبب كه موسى خاصيت بشرى را حفظ كرده بود ، و بشر هم باقى ماند و از عواطف و مشاعرى كه ديگران داشتند او نيز برخوردار بود ، و اين دليل بر آن