تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١
مىشد ، و سپس به او فرمان داد كه به سوى ريشهء فساد و انحراف در مجتمع كه طاغوت است حركت كند ، چه يكى از خصوصيتهاى فرستادگان الاهى در سراسر تاريخ ابراز شجاعت و رشادت در انجام دادن دستور خدا از طرف آنان بوده است ، و به همين جهت است كه موسى ( ع ) را مىبينيم كه چون فرمان خدا براى توجه كردن به قلب كفر به او رسيد ، به اين كار پرداخت و عمل سرّى و مخفيانه را كنار گذاشت بى آن كه از فرعون به هراس افتد ، و چرا كسى كه با وحى و آفريدگار جهان وصل پيدا كرده است بايستى از كسى بترسد ؟ ! و در مقابل موسى فرعونى مىايستد كه تركيبى از گونه‌هاى مختلف فساد و انسانى ستمگر است كه هواها و شهوتها و كبرياى باطل او را احاطه كرده ، و طبعا نمىتواند در آن واحد دست از همهء آنها بردارد و رو به پرستش خدا كند و به رهبرى فرستادهء خدا تسليم شود ، ولى موسى در برابر همهء اينها استوار باقى ماند و يقين داشت كه «
إِنَّهُ لا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ
- ستمگران رستگار نخواهند شد » و هر چه كنند ، و هر اندازه دوام يابند و به اسباب قوت و نيرو متشبث شوند ، عاقبت كارشان زيان است . عبرتهايى كه از اين درس خواهيم گرفت فراوان است ، و در زندگى ما سودمند واقع مىشود ، ولى آشكارترين آنها اين است كه فرد مكتبى از اين امر آگاه مىشود كه محور تحرك او نزديكى او به خدا است ، پس دعا مىكند و به عمل و مبارزه مىپردازد ، ولى اين همه در پيرامون اين محور صورت مىگيرد . آيا جنگاورى را ديده‌اى كه از سنگر خود خارج مىشود و سپس براى تغيير دادن سلاح خود به آن بازمىگردد ، و برنامهء عمل خود را استحكام مىبخشد و بار ديگر به هجوم و حمله مىپردازد ؟ مؤمن نيز چنين است كه با امور منفى و دشواريها و چالشها رو به رو مىشود ، و هنگامى كه سلاحش سستى پيدا مىكند و توشه‌اش پايان مىپذيرد و جانش خسته مىشود ، به خندق خود بازمىگردد تا ضعف و سستى خود را جبران كند ، و توشه بردارد ، و نشاط و فعاليتش تجديد شود ، ولى آيا خندق مؤمن كجا است ؟ محرابى است كه در آن به نماز مىايستد ، و قرآنى كه برنامهء عمل