است كه پيامبران با دريافت وحى به خدايان تبديل نمىشوند ، و اين كه وحى از خود ايشان نيست ، بلكه مسئوليتى الاهى براى هر كس است كه خدا او را برگزيند .
/ 312 غالبا آنچه خدا به پيامبرانش وحى مىكند ، براى آن است كه اين حقيقت را صريح به مردم بگويند ، چنان كه خداوند سبحانه و تعالى گفته است : «
قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ
- بگو كه من بشرى همچون شمايم » . « 16 » به همين سبب ، موسى پس از ديدن جان ، پشت كرد و گريخت و به پشت سر خود نگاه نكرد ، و آن - چنان كه بعضى گفتهاند - مار كوچك متحرك است .
شايد تنها در اين دفعه عصا به صورت مار درآمد ، اما در دفعات بعد به صورت اژدهايى بزرگ درمىآمد .
«
يا مُوسى أَقْبِلْ
- اى موسى ! پيش بيا . » تو كسى هستى كه مىبايد حامل رسالت خدا باشى ، و بنا بر اين واجب است كه شجاع باشى و نترسى .
«
وَ لا تَخَفْ إِنَّكَ مِنَ الْآمِنِينَ
- و نترس زيرا كه تو از ايمن شدگانى . » پس اين آغاز راه است ، و در برابر تو سختيها و مشكلات فراوان وجود دارد ، و قلب موسى با اين نداى ربّانى آرامش يافت و شجاعت پيدا كرد و مار را گرفت كه در دست او بار ديگر به صورت عصا درآمد .
[ 32 ] و نداى الاهى بدين صورت ادامه يافت :
«
اسْلُكْ يَدَكَ فِي جَيْبِكَ تَخْرُجْ بَيْضاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ
- و دست خود را در جيبت داخل كن تا سفيد و تابنده بدون آسيبى از آن بيرون آيد . » يعنى سفيدى و تابندگى آن ، مثلا ، نتيجهء بيمارى برص نيست ، بلكه آيتى الاهى براى موسى است .
«
وَ اضْمُمْ إِلَيْكَ جَناحَكَ مِنَ الرَّهْبِ فَذانِكَ بُرْهانانِ مِنْ رَبِّكَ إِلى فِرْعَوْنَ وَ مَلَائِهِ إِنَّهُمْ كانُوا قَوْماً فاسِقِينَ
- و تا از وحشت بيارامى دست خود را در بغل كن ،
هامش
( 16 ) - الكهف / 110 .