را دارد كه يك زندگى آكندهء به تقوى و فضيلت داشته باشد ، و قوت و نعمت دنيوى را با آن جمع كند ، و اين داستان همچنين بر ما معلوم مىدارد كه با تفكرى سالم امكان جمع كردن دنيا و آخرت با يكديگر وجود دارد ، و از همين داستان معنى بركتى كه ذكر آن در آغاز آيات آمده ، مفهوم ما مىشود ، چه امكان آن هست كه انسانى همچون سليمان به مقام پيغمبرى برسد ، و به صورت مستقيم وحى را از پروردگار خويش دريافت كند ، و در عين حال پادشاه كشورى باشد كه هيچ كس پيش از او و نيز پس از او به چنين كشور و پادشاهى دسترس پيدا نكرده است .
شرح آيات :
[ 7 ] براى آن كه هيچ كس از اين كه چگونه رسول وحى را از جانب خداى حكيم و عليم دريافت مىكند گرفتار شگفتى نشود ، / 159 و نيز براى آن كه مؤمنان از ويژگيهاى بيشتر وحى و دريافت آن به توسط فرستادهء خدا آگاه شوند ، و اين كه اوضاع و احوال دريافت وحى چگونه است ، پروردگار داستانهاى پيامبران را براى ما بيان مىكند : به ميانجيگرى قرآن موسى ( ع ) را در ضمير خود مشاهده مىكنيم كه با همسر خود در سفر است و ناگهان از دور آتشى را مشاهده مىكند ، پس به راه مىافتد تا خبرى ( از راه ) يا مقدارى آتش با خود بياورد كه براى آن دو مايهء گرمى و روشنى بوده باشد .
«
إِذْ قالَ مُوسى لِأَهْلِهِ إِنِّي آنَسْتُ ناراً سَآتِيكُمْ مِنْها بِخَبَرٍ أَوْ آتِيكُمْ بِشِهابٍ قَبَسٍ لَعَلَّكُمْ تَصْطَلُونَ
- در آن هنگام كه موسى به كسانش گفت كه من آتشى را احساس مىكنم و به زودى از آن خبرى مىآورم يا آتشگيرانهاى كه شايد از آن گرم شويد . » [ 8 ] «
فَلَمَّا جاءَها
- پس چون به آن رسيد . » و پس از مدتى به آن نزديك شد .
«
نُودِيَ أَنْ بُورِكَ مَنْ فِي النَّارِ وَ مَنْ حَوْلَها
- ندا آمد كه : خجسته و مبارك باد آن كه در آتش است و آن كه در پيرامون آن . »