وَوَرِثَ سُلَيْمانُ داوُدَ وَ قالَ يا أَيُّهَا النَّاسُ عُلِّمْنا مَنْطِقَ الطَّيْرِ وَأُوتِينا مِنْ كُلِّ شَيْءٍ إِنَّ هذا لَهُوَ الْفَضْلُ الْمُبِينُ ( 16 )
وَحُشِرَ لِسُلَيْمانَ جُنُودُهُ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ وَ الطَّيْرِ فَهُمْ يُوزَعُونَ ( 17 )
معناى واژهها
7 [ تصطلون ] : اصطلاء به معنى گرم شدن از آتش است ، از يصلى ، و اصل آن اصتلى است .
10 [ لم يعقّب ] : يعنى برنگشت و توجه نكرد ، و گويى چنان است كه آن كس كه بازگردد و توجه كند ، گويى به امر سابق بازگشته است .
/ 157
خجسته و مبارك باد آن كه در آتش است و آن كه در پيرامون آن
رهنمودهايى از آيات :
موسى ( ع ) در آن شب سرد زمستانى به سوى آتشى كه از دور ديده بود روانه شد تا شايد پارهاى از آن برگيرد و با روشنى آن راه را ببيند و گرما و راهنما را به همسرش برساند ، ولى ناگهان بانگى به گوشش رسيد كه با بركت آغاز مىشد ، و شايد تعبيرى از تكامل و نمو مىبوده باشد .
در نزد آدمى صفات فطرى گوناگون وجود دارد كه نيازمند رشد و پاكيزه شدن است تا به بركت و مبارك بودن منتهى شود ؛ او مالك علم و اراده و تندرستى و نيرومندى است - يعنى بالامكان همهء اين چيزها را در اختيار دارد - و تربيت و