5 ) از روى اختيار باشد ، پس اگر از روى اجبار و يا اضطرار بر چيزى اقرار كند نافذ نمى باشد .
( مسألهء 3476 ) اگر كسى به قدرى تشنه باشد كه خوف هلاك داشته باشد ، و صاحب آب فقط به اين شرط به او آب بدهد كه او به چيزى در حقّ او اقرار كند ، چنين اقرارى نافذ نمى باشد .
( مسألهء 3477 ) در اقرار صيغهء مخصوص شرط نيست ، بلكه به هر تعبيرى از ثبوت حقّى بر عهدهء خويش ، يا منتفى بودن حقّش از عهدهء ديگرى خبر دهد ، كفايت مىكند .
( مسألهء 3478 ) اگر كسى ادعا كند مالى از شخصى طلب دارد ، و آن شخص بگويد آن را پرداخت كردهام ، لازمهء اين گفتار ، اقرار است بر اينكه آن مبلغ را به آن شخص مديون بوده است . پس اگر نتواند اثبات كند كه آن را پرداخت نموده ، او را وادار ميكنند آن مبلغ را پرداخت كند .
( مسألهء 3479 ) در اقرار تلفظ به آن شرط نيست ، بلكه با اشاره ، نوشته و امثال آنها نيز اقرار حاصل مىشود .
( مسألهء 3480 ) در اقرار لازم است آنچه را كه بر آن اقرار مىكند ، حقّى باشد كه بر عهدهء او ثابت باشد ، به طورى كه شخصى كه به نفع او اقرار مىشود بتواند آن را مطالبه كند ، از قبيل : پول ، جنس ، منفعت ( در خارج يا بر عهده ) ، حق ، مانند حق خيار ، نفقه ، استمتاع و امثال آنها . ولى در غير اينها نافذ نمى شود ، مثل اينكه كسى اقرار كند كه سوگند خورده كه چيزى را به كسى بدهد ، زيرا در اين فرض او حق دارد كه از وعدهء خود صرف نظر كند و پرداخت نكند .
( مسألهء 3481 ) اگر كسى اعتراف كند بدهى مدّت دارى به كسى
توضيح المسائل (عبادات ومعاملات) (فارسى) — صفحة 728
مساهمون: السيد محمد سعيد الحكيم
ص٧٢٨