برود ، يا با غسل ، يا با ماشين مخصوص يا با افراد مخصوصى برود .
( مسألهء 3411 ) در فرض ياد شده ، اگر بر مقدارى از آن خصوصيّت توان داشته باشد و آن قابل تفكيك باشد ، بنابر احتياط واجب بايد به آن مقدار عمل نمايد ، مثل كسى كه قسم بخورد با پاى پياده به زيارت برود ، بر همهء آن قادر نيست ، ولى بر مقدارى از آن قدرت دارد .
( مسألهء 3412 ) اگر كسى نذر كرده كه روز معينى را روزه بگيرد ، تصادفاً آن روز مسافر بود ، يا آن روز مصادف با روز عيد قربان شد ، و يا با روزهاى تشريق - در مورد كسى كه در منى است - مصادف شد ، بايد قضاى آن روز را به جا آورد ، همچنين بقيّهء عذرها بنابر احتياط واجب .
( مسألهء 3413 ) اگر كسى نذر كرده يك يا چند روز روزه بگيرد ، ولى كلًّا قدرت روزه گرفتن را از دست داده قضا ندارد ، چه ايام معينى را نذر كرده يا غير معيّن ، فقط براى هر روز يك مُدّ طعام صدقه ميدهد ، بنابر احتياط واجب .
( مسألهء 3414 ) اگر كسى بگويد : ترا به خدا چنين كارى را انجام بده ، يا ترا به خدا قسم مىدهم كه اين كار را انجام بدهى ، براى طرف مقابل الزام آور نيست ، و براى قسم دهنده لازم نيست او را به آن كار وادار كند ، و اگر آن كار را انجام ندهد به هيچكدام كفّاره واجب نمى شود . در نذر و عهد نيز همين حكم جارى است .
( مسألهء 3415 ) اگر نذر ، عهد يا قسم را بر معصيت و يا كار مكروهى مشروط كند ، اگر براى شكرانهء آن باشد ، منعقد نمى شود ، ولى اگر براى خويشتن دارى باشد ، منعقد مىشود .
مثال اوّلى : اگر فلانى را بكشم نذر ميكنم يك روز روزه بگيرم ، يعنى اگر قدرت بر او يافتم به عنوان سپاسگزارى اين كار را انجام مىدهم ، كه در
توضيح المسائل (عبادات ومعاملات) (فارسى) — صفحة 714
مساهمون: السيد محمد سعيد الحكيم
ص٧١٤