عليهم را در اعصار مختلف در نظر بگيرد ، نه فقط مصلحت معاصران خود را .
( مسألهء 2661 ) هنگامى كه وقف تحقّق پيدا كرد ( با ضوابطى كه در مسائل 2606 تا 2620 بيان گرديد ) لزوم پيدا مىكند ، نه واقف و نه ورثهء او حق رجوع به آن را ندارد ، اگرچه اين وقف در مرض موت واقف انجام پذيرد و بيش از ثلث تركهاش باشد .
( مسألهء 2662 ) پس از تحقّق يافتن وقف ، نه واقف و نه ديگرى حق تغيير دادن كيفيّت وقف ، طبقهء موقوفٌ عليهم يا كيفيّت استفاده از وقف را ندارد . مگر اينكه در وقفنامه چنين چيزى پيش بينى شده باشد ، زيرا واقف به هنگام انشاء وقف ، حق دارد كه اختيار چنين تغييراتى را براى خود يا ديگرى شرط كرده باشد .
( مسألهء 2663 ) وقف بر دو قسم است : شراكتى و ترتيبى . در وقف شراكتى همهء افراد يك عنوان با اختلاف مراتبى كه دارند ، در آن شريك و سهيم ميباشند ، مثل وقفى كه بر علما يا سادات باشد . در وقف ترتيبى تا افراد طبقهء اول هستند به طبقهء دوّم نوبت نميرسد .
( مسألهء 2664 ) در هر يك از اين وقفها ، اگر متولّى عين موقوفه را مثلًا براى مدّت يكسال اجاره داده باشد ، اگر در وسط سال برخى از افراد موقوفٌ عليهم بميرند ، يا همهء طبقهء قبلى منقضى شوند ، يا افراد جديدى متولّد شوند ، اجاره عين موقوفه ، به مقدار سهم آنها باطل نمى شود ، بلكه توزيع اجاره بها دگرگون مىشود ، به اين معنى كه بقيهء سال را بايد با توجّه به افراد در گذشته و افراد به دنيا آمده محاسبه نمايد .
( مسألهء 2665 ) در فرض ياد شده بعيد نيست كه مطابق آنچه در عرف
توضيح المسائل (عبادات ومعاملات) (فارسى) — صفحة 556
مساهمون: السيد محمد سعيد الحكيم
ص٥٥٦