خريد مطرح كند ، اگرچه در واقع دروغ نگفته ، ولى چون بر خلاف ظاهر گفتارش هست ، باز مشترى حق فسخ دارد .
( مسألهء 1901 ) اگر فروشنده در مورد رأس المال حيلهاى به كار ببندد ، مثلًا با فروشندهء قبلى توافق نمايد كه معامله را به قيمت بالا انجام دهند ، بعدها به او تخفيف بدهد ، پس قيمت توافق شده را به عنوان قيمت خريد به مشترى بگويد ، در اينجا نيز مشترى حق فسخ دارد .
( مسألهء 1902 ) اگر چيزى را نسيه خريده ، اگر بخواهد آن را رأس المال كند ، يعنى بر اساس قيمت خريد معامله كند ، بايد بگويد كه من آن را براى فلان مدّت به اين قيمت خريدهام . در غير اين صورت همان مدّت در مرابحه براى مشترى نيز ثابت مىشود . و در مواضعه و توليت براى مشترى حق فسخ ثابت ميگردد .
( مسألهء 1903 ) اگر اجناسى را يك جا به قيمتى خريده باشد ، نمى تواند آن قيمت را بر يك يك آن اجناس با تشخيص و ارزيابى خودش تقسيم كند و بر آن اساس رأس المال نمايد ، مگر اينكه همهء آنها از هر جهت مثل هم باشند و يا به مشترى تصريح كند كه قيمت گذارى بر اساس تشخيص و ارزيابى خودش مىباشد .
( مسألهء 1904 ) اگر مالك براى دلّال قيمت را تعيين كند و بگويد هر چه بيشتر فروختى مال خودت باشد ، مانعى ندارد ، و آن مبلغ اضافى از آنِ دلّا ل خواهد بود . جز اينكه دلّا ل نمى تواند بر آن مبلغ رأس المال كند ، زيرا او آن جنس را به آن قيمت نخريده است .
* * *
توضيح المسائل (عبادات ومعاملات) (فارسى) — صفحة 392
مساهمون: السيد محمد سعيد الحكيم
ص٣٩٢