فصل سوّم : شرايط جنس و بهاى آن
( مسألهء 1745 ) مال عبارت از چيزى است كه همهء عقلا براى بدست آوردن آن با يكديگر رقابت ميكنند ، پس چيزى كه عقلا براى به دست آوردن آن اعتنا نمى كنند ، مال به شمار نميآيد ، مانند حشرات ، آشغالهاى نامرغوب و آب در كنار دريا .
( مسألهء 1746 ) چيزى كه برخى از مردمان براى اهداف خاصّى نسبت به تحصيل آن اقدام ميكنند ، ولى مورد رغبت همگان نيست ، مال به شمار نميآيد .
( مسألهء 1747 ) ظاهر اين است كه در كالا و بهاى آن شرط نيست كه مطابق معيارى كه گفته شد ، ماليّت داشته باشند ، بلكه رغبت خريدار و يا فروشنده به تحصيل آن ، براى اهداف نادر هم كه شده باشد كافى است .
( مسألهء 1748 ) ظاهر اين است كه كار و منفعت را نمى توان در معرض فروش قرار داد ، بلكه آنها را ميتوان اجاره و يا عوضِ كالا ( بها ) قرار داد .
( مسألهء 1749 ) خريد و فروش اشياء قابل انتقال ، مانند خانه ، لباس و غيره ، و حقوق قابل انتقال ، مثل اولويت بهره كشى از زمين خراجى ، و اولويت اجاره كردن ، كه معروف به « سرقفلى » مىباشد ، جايز است .
( مسألهء 1750 ) جنس در معامله بايد مشخّص باشد ، پس اگر بگويد لباس يا خوراك را به يك دينار فروختم ، و خريدار قبول كند ، معامله صحيح نيست .
( مسألهء 1751 ) قيمت نيز در معامله بايد مشخّص باشد ، پس اگر بگويد اين جنس را به يك دينار و يا ده درهم فروختم ، و خريدار بپذيرد ،