تخطي إلى المحتوى الرئيسي

توضيح المسائل (عبادات ومعاملات) (فارسى) — صفحة 259

مساهمون:

ص٢٥٩
شخص سالمى كه روزه او را مريض مىكند ، نمى تواند روزه بگيرد . ( مسألهء 1342 ) ضعف موقّت ، اگر چه شديد هم باشد ، مريضى به شمار نميآيد ، و مجوّز افطار نمى شود ، مگر اين كه تحمّل آن موجب حَرَج باشد ، و يا به قدرى شديد باشد كه با تمام شدن ماه رمضان خوب نشود و نيازمند درمان طولانى باشد ، در اين صورت آن نوعى مرض محسوب مىشود و مجوّز افطار مىباشد . ( مسألهء 1343 ) اگر انسان مطمئن باشد روزه براى او ضرر ندارد ، پس روزه بگيرد ، اگر بعد معلوم شود ضرر داشته ، روزهاش صحيح است . ( مسألهء 1344 ) كسى ميداند يا ميترسد كه روزه به او ضرر برساند ، اگر روزه بگيرد و ضرر داشته باشد ، روزهاش باطل مىشود . ( مسألهء 1345 ) اگر انسان با ترس از ضرر روزه بگيرد و تصادفاً ضرر نكند ، اگر احتمال ضرر كم بوده و لذا توانسته قصد قربت كند ، و يا نميدانست كه روزه با احتمال ضرر حرام است ، روزهاش صحيح است . ( مسألهء 1346 ) گفتار پزشك آگاه ، كه متّهم به بى مبالاتى نباشد ، در اثبات ضرر روزه حجّت است ، اگر چه از گفتهء او احساس ترس نشود ، مگر اين كه انسان يقين و يا اطمينان به اشتباه او داشته باشد . ( مسألهء 1347 ) اگر پزشك آگاه بگويد روزه ضرر ندارد و انسان ترس از ضرر نداشته باشد ، حتماً بايد روزه بگيرد ، ولى اگر خوف از ضرر داشته باشد ، ظاهراً ميتواند افطار كند ، مگر اين كه ترس او عقلائى نباشد ، در اين صورت به ترس خود نبايد اعتنا كند . ( مسألهء 1348 ) اگر بر روزهدار تشنگى غلبه كند و بترسد كه در صورت تحمّل آن جانش در خطر بيفتد ، ميتواند به مقدار رفع خطر آب