آن را فراموش نمايد ، ظاهر اين است كه قضا ندارد .
( مسألهء 1032 ) نمازى را كه مسافر در اماكن تخيير ميتوانست به صورت تمام يا شكسته بخواند ، اگر از او فوت شود ، بنابر احتياط واجب بايد قضاى آن را شكسته به جا آورد .
( مسألهء 1033 ) نمازهاى نافلهاى كه از انسان فوت مىشود ، مستحب مؤكّد است كه آنها را قضا كند ، ولى در مشروعيّت قضاى ديگر نمازهاى مستحبّى اشكال هست و اگر كسى آنها را به اين اميد كه انشاءالله مطلوبِ شارع مقدّس است قضا كند ، مانعى ندارد .
( مسألهء 1034 ) در قضاى نمازهاى يوميّه ترتيب لازم نيست ، مگر در نمازهايى كه در اداى آنها ترتيب واجب باشد ، مانند نماز ظهر و عصر از يك روز ، كه بايد قضاى آنها نيز به ترتيب انجام پذيرد .
( مسألهء 1035 ) اگر مثلًا به مدت 10 روز نمازهاى يوميّه از كسى فوت شده ، ميتواند كه ده نماز صبح پشت سر هم ، سپس ده نماز ظهر و همچنين بقيهء نمازها را بخواند ، اگر چه بهتر است ترتيب را رعايت كند .
( مسألهء 1036 ) پس از سپرى شدن وقت نماز ، اگر شك كند آن را انجام داده است يا نه ؟ بنا ميگذارد بر اين كه انجام داده است .
( مسألهء 1037 ) كسى كه ميداند نماز قضا بر عهدهاش هست ولى در تعداد آنها شك مىكند ، بنا را بر كمتر ميگذارد .
( مسألهء 1038 ) كسى كه نماز قضا بر گردن دارد بايد در خواندن آن كوتاهى نكند ، اگر چه لازم نيست فوراً آن را انجام دهد .
( مسألهء 1039 ) كسانى كه عذر دارند و نمى توانند نماز خود را به صورت كامل بخوانند ، بلكه ناگزير هستند نشسته يا با تيمّم نماز بخوانند ،
توضيح المسائل (عبادات ومعاملات) (فارسى) — صفحة 196
مساهمون: السيد محمد سعيد الحكيم
ص١٩٦