تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله توضيح المسائل (فارسى) — صفحة 319

مساهمون:

ص٣١٩
مسأله 1945 - فقيرى كه ياد گرفتن صنعت براى او مشكل نيست و ياد گرفتن او هم محتاج به مدّت زيادى نباشد ، مىتواند با گرفتن زكات زندگى كند تا وقتى مشغول يادگرفتن است ، مىتواند زكات بگيرد . مسأله 1946 - به كسى كه قبلًا فقير بوده و مىگويد فقيرم ، اگرچه انسان از گفته او اطمينان پيدا نكند ، مىشود به او زكات داد . مسأله 1947 - كسى كه مىگويد فقيرم وقبلًا فقير نبوده چنان كه از گفته او اطمينان پيدا نشود ، احتياط واجب آن است كه به او زكات ندهند ولى اگر قبلًا حالش معلوم نبوده به گفته او كه فقيرم مىتوان زكات دارد ولو گمان به راستگويى او نداشته باشد . مسأله 1948 - كسى كه بايد زكات بدهد ، اگر از فقيرى طلبكار باشد ، مىتواندطلبى كه از او دارد ، زكات حساب كند در صورتى كه در معصيت صرف نكرده باشد . مسأله 1949 - اگر فقيرى بميرد و مال او به اندازه قرضش نباشد ، انسان مىتواند طلبى را كه از او دارد ، بابت زكات حساب كند و همچنين اگر مال او به اندازه قرضش باشد و ورثه قرض او را ندهند ، يا به جهت ديگر انسان نتواند قرض خود را بگيرد ، مىتواند طلبى را كه از او دارد ، بابت زكات حساب كند . مسأله 1950 - چيزى را كه انسان بابت زكات به فقير مىدهد لازم نيست به او بگويد كه زكات است ، به شرط اين كه بداند فقير قبول تملّك اين مال را ولو از زكات باشد مىنمايد ، بلكه اگر فقير خجالت بكشد ، مستحبّ است باسم پيشكش بدهد ، ولى بايد قصد زكات نمايد در صورتى كه بداند آن فقير قبول مطلق مال را مىكند ولو اين كه زكات باشد ، والّا اگر بداند زكات را قبول نمىكند بنابر احتياط واجب آن است كه زكات را به او ندهد . مسأله 1951 - اگر به خيال اين كه كسى فقير است به او زكات بدهد ، بعد بفهمد فقير نبوده ، يا از روى ندانستن مسأله به كسى كه مىداند فقير نيست زكات بدهد ، چنانچه چيزى را كه به او داده و عين او باقى باشد ، بايد از او بگيرد . پس اگر كسى كه آن چيز را گرفته مىدانسته زكات است ، انسان بايد عوض آن را از او بگيرد و به مستحق بدهد و اگر نمىدانسته زكات است نمىتواند چيزى از او بگيرد و بايد از مال خودش زكات را به مستحق بدهد .