مسأله 1952 - كسى كه بدهكار است ونمىتواند بدهى خود را بدهد ، اگرچه مخارج سال خود را داشته باشد ، مىتواند براى دادن قرض خود زكات بگيرد ولىبايد مالى را كه قرض كرده در معصيت خرج نكرده باشد ، يا اگر در معصيت خرج كرده ، از آن معصيت توبه كرده باشد به شرط آن كه از سهم فقراء به او داده شود . زيرا در سهم غارمين توبه بىتأثير است .
مسأله 1953 - اگر به كسى كه بدهكار است ونمىتواند بدهى خود را بدهد زكات بدهد ، بعد بفهمد قرض را در معصيت مصرف كرده ، چنانچه آن بدهكار فقير باشد ، مىتواند آنچه را به او داده بابت زكات حساب كند ، ولى احتياط واجب آن است كه اگر از آن معصيت توبه نكرده ، چيزى را كه به او داده بابت زكات حساب نكند .
مسأله 1954 - كسى كه بدهكار است و نمىتواند بدهكارى خود را بدهد ، اگرچه فقير نباشد ، انسان مىتواند طلبى را كه از او دارد ، بابت زكات حساب كند .
مسأله 1955 - مسافرى كه خرجى او تمام شده ، يا مركبش از كار افتاده ، چنانچه سفر او سفر معصيت نباشد مىتواند زكات بگيرد اگر نتواند با قرض كردن يا فروختن چيزى ، خود را به مقصد برساند اگرچه در وطن خود فقيرنباشد ولى اگر بتواند درجاى ديگر با قرض كردن يا فروختن چيزى مخارج سفر خود را فراهم كند فقط به مقدارى كه به آنجا برسد ، مىتواند زكات بگيرد .
مسأله 1956 - مسافرى كه در سفر درمانده شده و زكات گرفته بعد از آن كه به وطنش رسيد ، اگر چيزى از زكات زياد آمده باشد ، بايد آن را به حاكم شرع بدهد و بگويد آن چيز زكات است .
شرائط كسانى كه مستحقّ زكات هستند
مسأله 1957 - كسى كه زكات مىگيرد بايد شيعه دوازده امامى باشد و اگر انسان كسى را شيعه بداند و به او زكات بدهد ، بعد معلوم شود شيعه نبوده ، بايد دوباره زكات بدهد با تفصيلى كه در « مسأله 1951 » گذشت .