تخطي إلى المحتوى الرئيسي

توضيح المسائل (فارسى) (1432 هـ) — صفحة 412

مساهمون:

ص٤١٢
مسأله 1943 - چيزى را كه انسان بابت زكات به فقير مىدهد ، لازم نيست به او بگويد كه زكات است ، بلكه اگر فقير خجالت بكشد مستحب است مال را به قصد زكات به او داده و زكات بودنش را اظهار ننمايد . مسأله 1944 - اگر به خيال اينكه كسى فقير است به او زكات بدهد ، بعد بفهمد فقير نبوده يا از روى ندانستن مسأله به كسى كه مىداند فقير نيست زكات بدهد كافى نيست ، پس چنانچه چيزى را كه به او داده باقى باشد بايد از او بگيرد و به مستحق بدهد و اگر از بين رفته باشد ، پس اگر كسى كه آن چيز را گرفته مىدانسته زكات است و مستحق گرفتن آن نيست بايد عوض آن را از او بگيرد و به مستحق بدهد و اگر نمىدانسته زكات است ، نمىتواند چيزى را از او بگيرد و بايد از مال خودش زكات را مجدداً به مستحق بدهد . مسأله 1945 - كسى كه بدهكار است و نمىتواند بدهى خود را بدهد اگر چه مخارج سال خود را داشته باشد ، مىتواند براى دادن قرض خود زكات بگيرد ، ولى بايد مالى را كه قرض كرده در معصيت خرج نكرده باشد . مسأله 1946 - اگر به كسى كه بدهكار است و نمىتواند بدهى خود را بدهد زكات بدهد ، بعد بفهمد قرض را در معصيت مصرف كرده ، چنانچه آن بدهكار فقير باشد ، مىتواند آنچه را كه به او داده بابت زكات حساب كند . مسأله 1947 - كسى كه بدهكار است و نمىتواند بدهى خود را بدهد اگر چه فقير نباشد انسان مىتواند طلبى را كه از او دارد ، بابت زكات حساب كند . مسأله 1948 - مسافرى كه خرجى او تمام شده يا مركبش از كار افتاده ، چنانچه سفر او سفر معصيت نباشد و نتواند با قرض كردن يا فروختن چيزى خود را به مقصد برساند ، اگر چه در وطن خود فقير نباشد ، مىتواند زكات بگيرد ، ولى اگر بتواند در جاى ديگر با قرض كردن يا فروختن چيزى مخارج
توضيح المسائل (فارسى) (1432 هـ) — صفحة 412 | السيد محمود الهاشمي الشاهرودي